اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٩ - «باب پنجاه و هفتم» در نفى جبر و تفويض
كرد ما را محمد بن حسن صفار از يعقوب بن يزيد از صفوان بن يحيى از منصور بن حازم از حضرت صادق ٧ كه فرمود بدرستى كه خداى عز و جل نيك بختى و بدبختى را آفريد پيش از آنكه خلق خود را بيافريند پس هر كه خدا او را نيك بخت دانست هرگز او را دشمن ندارد و اگر بدى را بعمل آورد عملش را دشمن دارد و او را دشمن ندارد و اگر چنان باشد كه او را بدبخت دانسته باشد هرگز او را دوست ندارد و اگر كردار شايسته را بعمل آورد آن كار را دوست ارد و او را دشمن دارد بجهة آنچه بسوى آن باز ميگردد پس هر گاه خدا چيزى را دوست داشت هرگز آن را دشمن ندارد هر گاه چيزى را دشمن داشت هرگز آن را دوست ندارد.
حديث كردند ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد رضى گفت كه حديث كردند ما را محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد اللَّه هر دو گفتند كه حديث كرد ما را ايوب بن نوح از محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم از حضرت صادق ٧ كه در قول خداى عز و جل وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ كه ترجمهاش اينست و بدانيد كه خدا حائل و مانع مىشود در ميان مرد و دل او فرمود كه حائل مىشود در ميان او و ميان آنكه چنان بداند كه باطل حق است و بعضى گفتهاند كه خداى تبارك و تعالى حائل مىشود در ميان مرد و دلش بمردن و مرگ حضرت صادق ٧ فرمود كه خداى تبارك و تعالى بنده را از بدبختى نقل ميكند بسوى نيك بختى و او را از نيك بختى بسوى بدبختى نقل نميكند.
«باب پنجاه و هفتم» در نفى جبر و تفويض
و جبر معروف است و تفويض در لغت بمعنى كار را بكسى واگذاشتن باشد و