اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٠ - «باب چهل و نهم» در بيان آنكه عرش ارباعا آفريده شده كه هر ربعى بنحويست و ارباع جمع ربع بضم راء و باء و سكون آنست يعنى چهار يك
را بمتشابه از خويش تشبيه نمودهاند در آنچه بآن جاهلند و از براى همين فرموده كه وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا يعنى و آورده تشديد از علم و دانش مگر اندكى پس نه او را مانند است و نه مثل و نه عديل و او را است نامهاى نيكوترى كه غيرش بآنها ناميده نميشود و آنها نامهائى است كه خدا آنها را در كتاب خود كه قرآن مجيد است وصف نموده و فرموده كه فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ و در قرآن فادعوه با فاء است يعنى پس بخوانيد خدا را بآن نامهاى نيكو يا نيكوتر و واگذاريد كسانى را كه ميل ميكنند در باب نامهاى او و از حق ميگردند از روى جهل ميل ميكند شرك مىآورد و نميداند و بخدا كافر مىشود و گمان دارد كه خوب ميكند و از براى همين فرموده كه وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ كه ترجمه آن در باب اول گذشت و حضرت فرمود كه پس ايشان آنانند كه بدون علم در نامهايش از حق ميل ميكنند و آنها را در غير جايهاى خود ميگذارند اى حنان بدرستى كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده كه گروهى دوستان و اختيار داران فرا گرفته شوند و ايشان آنانند كه خدا فضل را بايشان عطاء فرمود و ايشان را تخصيص داد بچيزى كه غير ايشان را بآن تخصيص نداد پس محمد ٦ را بپيغمبرى فرستاد و آن حضرت دليل بر خدا بود باذن خداى عز و جل تا از دنيا درگذشت و دليل و هادى بود و بعد از او وصيتش ٧ بر پا شد و دليل و هادى بود بر آنچه پيغمبر بر آن دلالت فرموده بود و از اين امر پروردگار خويش از ظاهر علمش بعد از آن ائمه راشدين ٧ باين امر قيام نمودند
«باب چهل و نهم» در بيان آنكه عرش ارباعا آفريده شده كه هر ربعى بنحويست و ارباع جمع ربع بضم راء و باء و سكون آنست يعنى چهار يك
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را