اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد مرا على بن عباس گفت كه حديث كرد مرا اسماعيل بن مهران كوفى از اسماعيل بن اسحق جهنى از فرج بن فروه از مسعدة بن صدقه كه گفت شنيدم از امام جعفر صادق ٧ كه ميفرمود در بين آنكه امير المؤمنين ٧ در مسجد كوفه بر منبر خطبه ميخواند ناگاه مردى بسوى آن حضرت برخاست و عرض كرد كه يا امير المؤمنين پروردگار خود را «تبارك و تعالى» از براى ما وصف كن تا آنكه دوستى را از برايش بيفزائيم و معرفت او را زياد كنيم پس امير المؤمنين ٧ بخشم آمد و نداء در داد كه بنماز جماعت حاضر شويد بعد از آن مردم جمع شدند تا آنكه مسجد باهلش پر شد پس آن حضرت برخاست و رنگش متغير بود و فرمود كه حمد از براى خدائى است كه منع و بخيلى نمودن مالش را بسيار نكند و عطا و بخشش كردن او را مانده و كاهل نگرداند كه دير بخشش كند چون زمينى كه گياهش دير بر آيد زيرا كه هر بخشنده كم كند يا نقصان پذيرد غير از او آنكه مالدار و پر نعمت و استوار است بفوائد نعمتها و زيادتى بخششها و قسمتها و بجود خويش مؤنث خلق را ضامن شده و ايشان را عيال خود ساخته متكفل احوال ايشان مىشود و ايشان را كفايت ميكند پس راه طلب از براى رغبتكنندگان بسوى او روشن و هويدا شد و آن جناب بآنچه از او سؤال شده بخشندهتر نيست از خودش بآنچه سؤال نشده و روزگارى بر او مختلف نشده كه حال از او مختلف شود و اگر آنچه را كه معدنهاى كوهها از آن شكافته شده و از آنها بيرون آمده و صدفهاى درياها از آن خنديده از پارهاى نقره و شمشهاى طلا و دستهاى مرجان و مرواريد خورد ببعضى از بندگانش ببخشد هر آينه اين امر در جودش اثر نكند و وسعت آنچه را كه در نزد او است تمام نگرداند و از ذخيرههاى نيكوئى آنقدر در نزد او باشد كه مطالب سؤال يا سئوالكنندگان آن را نيست و نابود ننمايد و بجهت بسياريش بر دلى خطور نكند زيرا كه او صاحب جوديست كه بخششها او را كم نكند و اصرار و مبالغه و ايستادگى صاحبان اصرار او را بخيل نسازد و جز اين