اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٩ - «باب سى و هشتم» در ذكر عظمت و بزرگى خداى عز و جل
بود بقدر كشيدن زمينها تا آنكه از آنها بيرون رفت بسوى افق آسمان بعد از آن در آن گذشت در حالى كه بالا رونده بود تا آنكه طرف سر يا رويش بعرش منتهى شد و ميگفت كه
سبحان ربى
يعنى پاك و منزه ميشمارم تو را اى پروردگار من از آنچه لائق بشان تو نباشد و آن خروس را دو بال است كه چون آنها را بگشايد از مشرق و مغرب درگذرد و چون آخر شب شود بالهاى خود را بگشايد و آنها را بر هم زند و به تسبيح خدا فرياد برآورد و آواز كند و ميگويد كه
سبحان الملك القدوس سبحان الكبير المتعال لا اله الا هو الحى القيوم
و در بعضى از نسخ توحيد بجاى لفظ هو لفظ جلالة واقع شده و ترجمه اين كلام اينست كه پاك و منزه ميشمارم پادشاهى را كه پاكست از هر عيبى و وصفى كه باو لائق نباشد و منزه است از همه قبائح پاك و منزه ميشمارم بزرگى را كه برترى دارد نيست خدائى مگر او كه زنده است پاينده و چون چنين كند همه خروسهاى زمين تسبيحكننده و بالهاى خود را بر هم زنند و شروع كنند و در فرياد و آواز كردن و چون آن خروس در آسمان ساكن شود خروسها در زمين ساكن شوند و چون در بعضى از سحر شود بالهاى خود را بگشايد و آنها را از مشرق و مغرب بگذارند و آنها را بر هم زند و بتسبيح خدا فرياد كند كه
سبحان الله العظيم سبحان الله العزيز القهار سبحان الله ذى العرش المجيد سبحان الله رب العرش الرفيع
يعنى پاك و منزه ميشمارم خداى بزرگ را پاك و منزه ميشمارم خداى ارجمند يا غالبى را كه شكننده كامها است پاك و منزه ميشمارم خدائى را كه خداوند عرش بزرگوار است پاك و منزه ميشمارم خدائى را كه پروردگار عرش بلند است كه برترى دارد و چون چنين كند خروسهاى زمين تسبيح گويند و چون بهيجان آيد خروسها در زمين بهيجان آيند و بتسبيح و تقديس از براى خداى عز و جل آن را جواب گويند و آن خروس را پريست سفيد چون سختتر سفيدى كه در وقتى آن را ديده باشى و نيز آن را موى خورد يا پر ريزه سبزيست كه در فارسى آن را چوژه گويند كه در زير پر سفيدش باشد چون سختتر سبزى كه در وقتى آن را ديده باشى پس پيوسته مشتاقم بسوى اينكه بپر آن خروس نظر كنم.