اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٧ - «باب سى و هشتم» در ذكر عظمت و بزرگى خداى عز و جل
بر ايشان سايه افكند و شايد كه تو چنان مىبينى كه خدا عالمى مگر اين يك عالم را نيافريده و چنان مىبينى كه خدا آدميانى را غير از شما نيافريده بلى بخدا سوگند كه خدا هزار هزار عالم و هزار هزار آدم را آفريده و تو در آخر اين عالمها و اين آدمهائى.
حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را احمد بن يحيى بن زكرياء گفت كه حديث كرد ما را بكر بن عبد اللَّه بن حبيب از تميم بن بهلول از نضر بن مزاحم منقرى از عمر بن سعيد از ابو محنف لوط بن يحيى از ابو منصور از زيد بن وهب كه گفت امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ از قدرت خدا جلت عظمته سؤال شد پس آن حضرت برخاست و خطبه خواند و خدا را ستود و بر او ثناء نمود بعد از آن فرمود كه خداى تبارك و تعالى را فرشتگانى هستند كه اگر يك فرشته از ايشان بسوى زمين فرود آيد زمين وسعت و گنجايش او نداشته باشد بجهت بزرگى خلقت و بسيارى بالهايش و از جمله ايشان كسى است كه اگر جن و انس تكليف شوند كه او را وصف كنند او را وصف نتوانند كرد بجهت دورى ما بين مفاصل و بندها و خوبى تركيب صورتش و چگونه وصف شود از فرشتگانش كسى كه ما بين دوشها و نرمه گوشهايش هفتصد ساله را هست و از جمله ايشان كسى است كه افق آسمان را ببالى از بالهايش مىبندد و پر ميكند قطع نظر از بزرگى بدنش و از جمله ايشان كسى است كه آسمانها تابندگاه و كمر او است و از جمله ايشان كسى است كه پايش بر چيزى قرار و آرام ندارد بلكه در هواى پائينتر ايستاده و زمينها تا زانوهاى او است و از جمله ايشان كسى است كه اگر همه آبها در گودى انگشت ابهامش افكنده و ريخته شود وسعت و گنجايش آنها داشته باشد و از جمله ايشان كسى است كه اگر كشتيها در اشگهاى چشمهايش انداخته شود رودهاى بسيار روان گردد فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ و آن حضرت ٧ از حجابها سؤال شد فرمود كه اول حجابها هفت حجاب است كه گندگى هر حجابى پانصد ساله راه باشد و ميان هر دو حجاب از آنها كه از حجابى تا حجابى پانصد ساله راهست و حجاب سيم هفتاد حجاب است و ميان هر دو حجاب بقدر پانصد ساله راه و طولش پانصد ساله را هست و حاجيان هر حجابى از آنها هفتاد هزار فرشتهاند كه دربانى آن ميكنند