اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧١ - «باب سى و چهارم» در تفسير و بيان حروف اذان و اقامه
خدمتش و تقديم بسوى حضورش رخصت داده و قول او در مرتبه دوم حى على الصلاة يعنى برخيزيد بسوى مناجات پروردگار خويش و عرض كردن حاجات خويش بر پروردگار خويش و بكلامش بسوى او دست آويز و نزديكى جوئيد و بآن در خواستكننده خواهيد و ذكر و قنوت و ركوع و سجود و خضوع و خشوع و فروتنى را بسيار كنيد و حاجتهاى خود را بسوى او برداريد چه ما را در آن رخصت داده و اما قول موذن
حى على الفلاح
يعنى بيائيد بر سر رستگارى و حضرت فرمود ميگويد كه رو بياوريد بسوى بقائى كه فنائى با آن نيست و نجاتى كه هلاكى با آن نيست و بيائيد بسوى زندگى كه مردن و مرگى با آن نيست و بسوى نعيمى كه تمام شدن ندارد و بسوى پادشاهى كه زوالى از آن نيست و بسوى شاديى كه اندوهى با آن نيست و بسوى گشادگى كه تنگى با آن نيست و بسوى بهجتى كه بريده شدن ندارد و بسوى بىنيازى كه پريشانى با آن نيست و بسوى تندرستى كه بيمارى با آن نيست و بسوى عزتى كه ذلتى با آن نيست و بسوى قوتى كه ضعفى با آن نيست و بسوى كرامتى كه كه ايهاى از آن از كرامتى كه كسى قدر آن را نميداند و بشتابيد بسوى شادى دنيا و عقبى و رهائى آخرت و اولى و قول او در مرتبه دوم كه
حى على الفلاح
ميگويد كه پيشى گيريد بسوى آنچه شما را بسوى آن خواندهام و بسوى نوازش بسيار و عطاى بزرگ و نعمت بلند و رستگارى عظيم و نعيم هميشه در همسايگى محمد فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ ملك مقتدر يعنى در مجلس حق و مكان پسنديده در نزد پادشاه صاحب اقتدار كه توانائى دارد بر همه چيز.
و اما موذن
اللَّه اكبر
ميگويد كه خدا از آن برتر و بزرگوارتر است كه يكى از آفريدگانش بداند آنچه را كه در نزد او است از كرامت و نوازش از براى بنده كه او را اجابت و اطاعت كرده و واليان امر او را فرمان برده و او را شناخته و پرستش نموده و بآن جناب و بيادش اشتغال داشته و در آن بوده و او را دوست داشته و باو انس گرفته و بسويش آرميده و باو وثوق و اعتماد داشته و از او ترسيده و او را اميد داشته و