اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٩ - «باب سى و چهارم» در تفسير و بيان حروف اذان و اقامه
كه آنچه را كه خواهد ميتواند و صاحب قوتى كه بجهت قدرتش بر خلقش اقتدار دارد و بخودى خود قوت دارد و قدرتش بر همه چيزها قيام دارد هر گاه امرى را حكم كند جز اين نيست كه بآن ميگويد كه باش پس ميباشد و معنى چهارم اللَّه اكبر بر معنى حلم و كرم او است حلم مىورزد كه گويا نميداند و اعراض ميفرمايد كه گويا نمىبيند و مىپوشد كه گويا نافرمانى نميشود و تعجيل و شتاب نميكند بعقوبت و سزا دادن از روى كرم و اعراض و حلم و وجه ديگر در معنى اللَّه اكبر يعنى جودى كه عطايش بزرگ و بسيار و كردارش خوب و خوش است و وجه ديگر اللَّه اكبر در آن نفى كيفيت او است گويا كه مؤذن ميگويد كه خدا از آن بزرگتر است كه وصفكنندگان قدر صفتش را كه او بآن موصوف است دريابند و جز اين نيست كه وصفكنندگان او را بر اندازه فهم خويش وصف ميكنند نه بر اندازه عظمت و جلالش و خدا برتر است از آنكه وصفكنندگان صفتش را دريابند برترى بزرگ و وجه ديگر اللَّه اكبر گويا كه مؤذن ميگويد كه خدا برتر و بزرگوارتر است و او است كه از بندگانش بىنياز است و با او حاجتى بسوى اعمال خلقش نيست و اما قول مؤذن
اشهد ان لا اله الا اللَّه
يعنى شهادت ميدهم كه نيست خدائى مگر خدا اعلام است باينكه شهادت روا نباشد مگر بمعرفت و شناختى از دل گويا كه او ميگويد كه ميدانم كه هيچ معبودى نيست مگر خداى عز و جل و ميدانم كه هر معبودى باطل است غير از خداى عز و جل و بزبانم اقرار و اعتراف ميكنم آنچه را در دل منست از علم باينكه هيچ خدائى نيست مگر خدا و شهادت ميدهم كه پناهى از خدا نيست مگر بسوى او و رهيدنگاهى نيست از بدى هر صاحب بدى و فتنه هر صاحب فتنه مگر بخدا و قول او در مرتبه دويم
اشهد ان لا اله الا اللَّه
معنيش آنست كه شهادت ميدهم كه هدايتكننده نيست مگر خدا و دليلى نيست مگر خدا و خدا را شاهد مىگيرم باينكه من شهادت ميدهم كه خدائى نيست مگر خدا و نيز ساكنان آسمانها را شاهد ميگيرم با ساكنان زمينها و آنچه در اينها است از فرشتگان و همه مردمان و آنچه در اينها است از كوهها و درختها و جنبندهها و وحشها و هر تر و خشكى باينكه من شهادت ميدهم كه هيچ آفريننده نيست مگر خداوند روزى دهنده و نه معبودى و نه ضرر