اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦٨ - «باب سى و چهارم» در تفسير و بيان حروف اذان و اقامه
اشتراك دارند و در اول اول چهار تكبير است و در اول دويم دو تكبير و در آخر دويم يك تهليل است و در آخر اول دو تهليل و دويم دو قد قامت الصلاة دارد كه اول ندارد و ذكر نكردن حى على خير العمل در اين حديث بجهت تقيه است چنان كه مذكور خواهد شد و در عدد فصول هر يك چند قول ديگر هست كه اين مقام موضع ذكر آنها نيست.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عبد الرحمن مروزى حاكم مقرى گفت كه حديث كرد ما را ابو عمر محمد بن جعفر مقرى جرجانى گفت كه حديث كرد ما را ابو بكر محمد بن حسن موصلى در بغداد گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عاصم طريقى گفت كه حديث كرد ما را ابو زيد عياش بن يزيد بن حسن بن على كحال مولاى زيد بن على گفت كه خبر داد مرا پدرم يزيد بن حسن گفت كه حديث كرد مرا حضرت موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على بن ابى طالب : كه فرمود در مسجد نشسته بوديم در وقتى كه مؤذن بر مناره بالا رفت و گفت
اللَّه اكبر اللَّه
اكبر امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ گريست و ما بگريه آن حضرت گريستيم چون مؤذن فارغ شد حضرت فرمود آيا ميدانيد كه مؤذن چه ميگويد عرض كرديم كه خدا و رسول او و وصى رسولش داناتر و بهتر ميدانند فرمود اگر بدانيد كه چه ميگويد هر آينه كم بخنديد و بسيار بگريد.
پس قول او را كه ميگويد اللَّه اكبر معنيهاى بسيار است از جمله آنها آنكه قول مؤذن اللَّه اكبر بر قدم و ازليت و ابديت و علم و قوت و قدرت و حلم و كرم وجود و عطاء و كبرياء آن جناب واقع مىشود پس هر گاه مؤذن بگويد كه اللَّه اكبر ميگويد كه خدائى كه او را آفرينش و فرمانست و بمشيت و خواست او خلق موجود شدهاند و از او هر چيزى از براى خلق بوده و خلق بسوى او برميگردند و او است اول پيش از هر چيزى كه هميشه بوده و او است آخر بعد از هر چيزى كه هميشه خواهد بود و ظاهر است در بلايى هر چيزى كه دريافته نميشود و باطن است در نزد هر چيزى كه محدود و اندازه نميشود پس او است و هر چيزى كه غير او باشد فانى است و معنى دويم اللَّه اكبر يعنى داناى آگاه دانسته آنچه را كه بوده و آنچه خواهد بود و پيش از آنكه بوجود آيد و معنى سيم اللَّه اكبر قادر بر هر چيزى