اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٤٨ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كه يا مولانا خدا دل او را از ايمان پر كند و چون بگويد كه يا غاية رغبتنا خدا در روز قيامت خواهش او و مثل خواهش همه خلائق را باو عطاء كند و چون بگويد كه
أسألك يا الله ان لا تشوه خلقى بالنار
خداوند جبار جل جلاله بفرمايد كه بنده من خواهش آزادى از آتش دوزخ را از من نمود اى فرشتگان من شاهد باشيد كه من او را از آتش دوزخ آزاد كردم و پدر و مادر و برادران و خواهران و كسان و فرزندان و همسايگانش را نيز آزاد كردم و او را شفيع گردانيدم در حق هزار مرد از كسانى كه آتش دوزخ از براى ايشان واجب شده بود و او را از آتش پناه دادم پس يا محمد اين سخنان را بپرهيزكاران بياموزان و اينها را بمنافقان مياموزان زيرا كه اينها دعائيست كه از براى گوينده اينها مستجاب است ان شاء اللَّه و اين دعاء اهل بيت المعمور است در گرداگرد آن هر گاه چنان باشند كه بآن طواف كنند و بدور آن بگردند.
«مترجم گويد» كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه دليل بر اينكه خداى عز و جل عالم و قادر وحى است بخودى خود نه بعلم و قدرت و حيات كه هر يك غير او باشد آنست كه اگر عالم باشد بواسطه علمى علمش از يكى از دو امر خالى نباشد يا آنست كه اين از صفات نقص است و هر منقوصى كه نقص باو رسيده محدث است كه ديگرى او را احداث كرده بآنچه ما آن را مقدم داشتيم و اگر قديم باشد واجب شود كه چيزى غير از خداى عز و جل قديم باشد و اين بالاجماع كفر است و همچنين است قول در قادر و قدرتش و در حى و حياتش و دليل بر اينكه آن جناب عز و جل هميشه عالم و قادر وحى بوده آنست كه ثابت شد كه خدا عالم و قادر وحى است بخودى خود و بدليلها بصحت پيوسته كه خداى عز و جل قديم است و هر گاه امر چنين باشد هميشه عالم خواهد بود زيرا كه ذاتش كه علم از براى آنست هميشه بوده و خود همين امر دلالت ميكند بر اينكه آن جناب هميشه قادر وحى بوده: