اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٩ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
ناميده شده زيرا كه او خالق خلق عظيم است.
«شافى» شافى معنيش معروف است و آن از شفاء است چنان كه خداى عز و جل بطور حكايت از ابراهيم ٧ فرمود كه وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ يعنى و چون بيمار شوم پس او شفاء مىدهد مرا پس همه اين نامهاى خوب يا خوبتر نود و نه نام است.
و اما تبارك پس آن را از بركت است بمعنى افزون شدن و آن جناب عز و جل صاحب بركت است و اوست كه فاعل بركت و خالق آن و قرار دهنده آنست در خلق خويش و متبارك و متعالى است از فرزند و زن و شريك و از آنچه ستمكاران ميگويند برترى بزرگ و بعضى گفتهاند كه معنى قول خداى عز و جل تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً اين است كه جز اين نيست كه باين قصد فرموده كه خدائى كه بقاء و ماندنش دوام دارد و نعمتهايش ميماند و ذكرش بر بندگانش بركت و استدامت از براى نعمتهاى خدا در نزد ايشان مىشود همان كسى است كه فرقان را بر بنده خود فرو فرستاده تا آنكه آن بنده از براى عالمها بيمكننده و ترساننده باشد و فرقان همان قرآن است و جز اين نيست كه آن را فرقان ناميده زيرا كه خداى عز و جل بآن در ميان حق و باطل جدا كرده و بندهاش كه اين فرقان بر او فرود آمده همان محمد ٦ است و او را بنده ناميده تا آنكه پروردگار پرستش شده فرا گرفته نشود و اين لفظ رد بر كسى است كه در باب آن حضرت غلو ميكند و از حد در ميگذرد و خداى عز و جل بيان فرموده كه اين فرقان بر او فرود آمده تا آنكه عالمها را بآن بيم كند و از براى آنكه ايشان را بآن از نافرمانيهاى خدا و عقاب درد آورنده يا دردناكش بترساند و عالمها آدميانند الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً يعنى آن خدائى كه از براى او است پادشاهى آسمانها و زمين و فرا نگرفته فرزندى را چنان كه نصارى گفتند در هنگامى كه از روى دروغ گفتن بر او و بيرون رفتن از توحيدش فرزند را بسوى او اضافه نمودند و نسبت دادند وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً