اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠٩ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كه مترس از آنچه تو را در وهم انداخته كه كار و بار ساحران درهم خواهد شكست و امر تو از غايت وضوح بر خاص و عام پوشيده نخواهد گشت بدرستى كه توئى برتر از ايشان يعنى غالب بر ايشان و البته غلبه تو را خواهد بود و همه ايشان مغلوب تو خواهند شد و همچنين قول خداى عز و جل در تحريص و ترغيب مؤمنان بر كار زار كه وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ يعنى و سستى مكنيد و ضعف مورزيد در كارزار و اندوهناك مباشيد از جراحاتى كه بشما رسيده و حال آنكه شما غالب و منصور خواهيد شد بر ايشان و يا شما برترانيد بحسب مرتبه و شما بر حقيد و ايشان بر باطل و كشتگان شما در صدر بهشتند و از ايشان در قعر دوزخ اگر هستيد گرويدگان و ايمان آورده باشيد بوعده حق كه فرموده و وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ يعنى و بدرستى كه لشكر ما كه مؤمنانند ايشانند كه غالبند و قول خداى عز و جل إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ يعنى بدرستى كه فرعون برترى جست و تكبر كرد در زمين مصر يعنى غلبه كرد ايشان را و بر ايشان مستولى شد و شاعر در اين معنى گفته كه فلما علونا و استونيا عليهم. تركناهم صرعى لنسر و كاسر. يعنى پس چون غالب شديم و مستولى گرديديم بر ايشان گردانيديم ايشان را افتادگان از براى كركس و عقاب و معنى دويم آنكه آن جناب از امثال و همتايان متعالى يعنى منزه است و دورى دارد چنان كه فرموده كه تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ يعنى برترى دارد از آنچه شرك مىآورند.
«باقى» باقى معنيش باشنده و موجود بدون حدوث و فناء است و بقاء ضد فناء است و فناء كه نيستى باشد بقاء بمعنى هستى است ميگوئى بقى الشيء بقاء يعنى اين چيز باقى ماند ماندنى و گفته مىشود كه
|
ما بقيت منهم باقيه |
و لا وقتهم من اللَّه واقيه |
|
يعنى هيچ نفس باقى مانده از ايشان باقى نماند و هيچ نگاه دارنده ايشان را از خدا نگاه نداشت و دائم در صفات خدا نيز همان باقى است كه هلاك نميشود و فناء ندارد.
«بديع» بديع يعنى مبدع بدائع يعنى مخترع تازها و پديد آورنده چيزها است و نه بروجه مثال و پيروى كردن و آن فعيل بمعنى مفعل بر وزن محسن است چون قول خداى عز و جل