اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٤ - «باب بيست و هفتم» در معنى قول خداى عز و جل و نفخت فيه من روحي
قامت او را تمام گردانم و خلقت صورت زيبا در بر او كنم بر وجهى كه مستعد دميدن روح باشد و بدمم در او از روح خود و او را زنده سازم پس بر رو در افتيد در حالتى كه از براى او سجدهكنندگان باشيد.
حديث كرد ما را حمزة بن محمد علوى «ره» گفت كه خبر داد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از ابن ابى عمير از عمر بن اذينه از محمد بن مسلم كه گفت حضرت باقر ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فرمود كه روحى است كه خدا آن را اختيار كرده و برگزيده و آفريده و آن را بسوى خود نسبت داده و بر همه روحها تفضيل داده و امر فرموده و از آن در آدم دميده شده.
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از ابن فضال از حلبى و زراره از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى تبارك و تعالى يگانه ايست تو پر كه او را اندرونى نيست و جز اين نيست كه روح آفريده ايست از آفريدگان او و يارى و تأييد و قوتى است كه خدا آن را در دلهاى پيغمبران و مؤمنان قرار ميدهد.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى از محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن گفت كه حديث كرد ما را بكر بن صالح از قاسم بن عروه از عبد الحميد طائى از محمد بن مسلم كه گفت حضرت باقر ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي كه اين دميدن چگونه بود فرمود كه روح متحركست چون باد و آن را روح ناميدهاند زيرا كه نام آن از ريح كه بمعنى باد است مشتق شده و از اين ماده بيرون آمده چه وسط ريح نيز و او بوده و بجهت اعلاى صرفى بياء مبدل شده و آن را از لفظ ريح بيرون آورده زيرا كه روح با ريح مجانست دارد و هر دو از يك جنساند چه روح در سرعت حركت در همه اجزاى بدن و جريان آثار آن در اندرون جميع اعضاء و اصلاح آن چون جريان باد است در اجزاى عالم و خدا روح آدم را بخود نسبت داده زيرا كه آن را بر سائر روحها برگزيده چنان كه خانه از خانها را كه خانه كعبه است