اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦٦ - «باب بيست دوم» در معنى جنب خداى عز و جل و جنب در لغت بمعنى پهلو و امير است و مراد از آن در آخر اين باب مىآيد
كرد ما را محمد بن جعفر كوفى گفت كه حديث كرد ما را موسى بن عمران نخعى كوفى از عمويش حسين بن يزيد از على بن حسين از آنكه او را حديث كرده از عبد الرحمن بن كثير از حضرت صادق ٧ كه فرمود امير المؤمنين ٧ فرمود منم علم خدا و منم قلب واعى خدا يعنى دل خدا كه حافظ و نگاهدارنده است و زبان گوياى خدا و چشم خدا و جنب و پهلوى خدا و منم دست خدا.
«مترجم گويد» كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه معنى قول آن حضرت كه منم دل خدا كه نگاهدارنده است يعنى منم آن دلى كه خدا آن را وعاء و ظرف از براى علم خود قرار داده و آن را بسوى طاعتش قلب كرده و گردانيده و آن دلى است كه مخلوق از براى خداى عز و جل است چنان كه آن حضرت بنده خدا است و گفته مىشود كه دل خدا چنان كه گفته مىشود بنده خدا و خانه خدا و بهشت خدا و آتش خدا و اما قول آن حضرت كه منم چشم خدا بآن قصد ميفرمايد كه منم حافظ دين خدا و خداى عز و جل فرمود كه تَجْرِي بِأَعْيُنِنا كه ترجمهاش اينست كه آن كشتى روان ميشد بچشمهاى ما يعنى بحفظ و نگاهدارى ما و همچنين قول آن جناب عز و جل وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي معنى ان بر حفظ منست يعنى و از براى آنكه پروريده شوى بر چشم من و منظور نظر تربيت و محافظت من باشى چنين كردم.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از نضر بن سويد از ابن سنان از ابو بصير از از حضرت صادق ٧ كه فرمود امير المؤمنين ٧ در خطبه خويش فرمود كه منم راه نما و منم راه يافته و منم پدر يتيمان و بيچارگان و شوهر بيوه زنان و منم پناه هر ناتوان و محل ايمنى هر ترسان و منم جلودار مؤمنان بسوى بهشت و منم ريسمان استوار خدا و منم دسته محكمتر خدا و كلمه تقوى و سخن پرهيزگارى خدا و منم چشم خدا و زبان راستگوى او و دست او و منم جنب و پهلوى خدا كه خدا ميفرمايد أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ يعنى بجهت كراهت و نخواستن آنكه در نزد ديدن عذاب خدا نفسى بگويد كه اى افسوس و پشيمانى بر كوتاهى كردن من در باب