اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٥ - «باب پانزدهم» در معنى قول خداى تبارك و تعالى الله نور السماوات و الأرض
نموده بعد از آن وضوح اين دلالتش را بيان كرده و آن را نور ناميده از آنجا كه بندگانش بواسطه آن بسوى دين و صلاح خويش راه مييابند و فرموده كه داستان آن داستان روزنه ايست در ديوار كه نهايت آن ببيرون راه نداشته باشد مانند طاقچه بن بسته و آن مشكاتى است كه در آن مصباح باشد و مصباح همان چراغى است كه در آبگينه صافى بدون گرد و غبار كه آن را تشبيه كرده بكوكب درى در صفاى آن و كوكب درى همان ستاره ايست كه بمرواريد بزرگ تشبيه شده در رنگش و اين چراغى كه در اين آبگينه صافى است افروخته مىشود از روغن درخت زيتون پرنفع و با بركت و از آن زيتون شام را خواسته زيرا كه گفته مىشود كه بركت داده شده در آن از براى اهلش و مقصود خداى عز و جل از اقولش كه شرقى و غربى هيچ يك نيست آنست كه اين زيتون نه در جانب شرق است كه در وقت غروب آفتاب آفتاب بر آن نيفتد و نه در جانب غرب است كه در وقت طلوع آفتاب آفتاب بر آن نيفتد بلكه آن در بلندتر موضع درخت خود است و در طول نهار و تمام روز آفتاب بر آن مىافتد و همين آن را نيكوتر و روغنش را روشنتر ميسازد بعد از آن وصفش را تأكيد و استوار فرموده بجهت صفاى روغن آن درخت زيتون و فرموده كه نزديك باشد كه روغن آن خود بخود روشن شود و اگر چه آتشى بآن نرسيده باشد بجهت آنچه در آنست از صفا پس بيان فرموده كه دلالتهاى خدا كه بندگانش را در آسمانها و زمين بر مصالح ايشان و بر امور دين ايشان بآنها دلالت فرموده در وضوح و بيان بمنزله اين چراغ است در اين آبگينه صافى و زيت صافى كه آن را وصف كرده بآن افروخته مىشود پس روشنى آتش با روشنى آبگينه و روشنى زيت در آن جمع مىشود و اين معنى قول خدا است كه روشنى است افزوده بروشنى ديگر و در بالاى آن و مقصود آن جناب عز و جل از قولش كه خدا راه مينمايد بنور خويش هر كه را كه ميخواهد آنست كه مؤلف بقول خويش بيان نموده و گفته است كه يعنى از بندگانش و ايشان مكلفانند تا آنكه بآن شناخت بهمرسانند و بآن راه راست يابند و بر توحيد پروردگار و سائر امور دين خويش بآن استدلال كنند و خداى عز و جل باين آيه و بآنچه ذكر فرموده از وضوح