اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٠ - «باب سيزدهم» در تفسير قول خداى عز و جل يا إبليس ما منعك أن تسجد لما خلقت بيدي
عبارت است از موافقت حروف بدون ترتيب چون جبذ و جذب كه هر دو بمعنى كشيدن است و حروف اصول يد يا و دال و ياء يا واو است بنا بر اختلاف قوانين در لام الفعل آن كه محذوف است و حروف آنچه در آيات مذكوره است همزه و دال است و يا و ايد بر وزن قيد مصدر است بمعنى سخت شدن و قوى شدن و بمعنى قوت نيز آمده و ممكن است كه در آيه اول و دويم جمع يد باشد و يا آن افتاد باشد در اول بر سبيل جواز و در دويم بر وجه وجوب اگر چه از مفسرين كسى را نديدم كه باين قائل باشد و بعضى صغير را اصغر و كبير را صغير ميگويند و تفصيل اين مطلب در علم صرف مذكور است.
حديث كرد ما را محمد بن محمد بن عصام كلينى «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب كلينى گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از احمد بن محمد بن عيسى از على بن سيف از محمد بن عبيده كه گفت حضرت امام رضا ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل بشيطان كه ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَ فرمود يعنى بقدرت و قوت من.
مترجم گويد كه مؤلف بعد از اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه شنيدم از بعضى از مشايخ شيعه در نيشابور كه در اين آيه ذكر ميكرد كه ائمه : بر قول آن جناب ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ ايست و وقف ميكردند بعد از آن ابتداء مينمودند بقول آن جناب عز و جل بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ و گفت كه اين مثل قول قائلست كه ميگويد بسيفى تقاتلين و برمحي تطاعننى يعنى به شمشير من با من كار زار ميكنى و بنيزه من با من مطاعنه مينمائى و نيزه ميزنى گويا كه آن جناب عز و جل ميفرمايد كه بنعمت من بر تكبر و گردنكشى و نافرمانى توانا شدى و بنا بر اين ترجمه آيه اين مىشود كه آيا بنعمتهاى من تكبر كردى بدون استحقاق و خود را فوق اندازه است بلند ساختى يا بودى از جمله بلندمرتبگان كه استحقاق تفوق دارند و بنا بر اين وجه ممكن است كه همزه استكبرت همزه قطع باشد چون در غير اين وجه و وصل آن نيز