اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١١١ - «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده
احمد بن يحيى در جامع خود ايراد نموده در معنى ديدن خدا صحيح است كه آنها را رد نميكند مگر كسى كه مكذب بحق يا جاهل بآن باشد و الفاظ آنها الفاظ قرآنست و هر خبرى از آنها را معنيى است كه تشبيه و تعطيل را نفى ميكند و توحيد را ثابت ميگرداند و ائمه : ما را امر فرمودهاند كه با مردم سخن نكنيم مگر بر اندازه عقلهاى ايشان و معنى ديدنى كه در اخبار وارد شده علم است و بيانش آنست كه دنيا خانه شكها و در شك افتادن و انديشها است كه در خاطر گذرد و چون روز قيامت شود از آيات خدا و امورش در ثواب و عقابش آنقدر از براى بندگان كشف و ظاهر شود كه شكها بآن بر طرف شود و حقيقت قدرت خداى عز و جل معلوم گردد و تصديق اين در كتاب خدا لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ است يعنى هر آينه بتحقيق كه بودى در دنيا در بيخبرى از اين روز پس برداشتيم از پيش ديده تو پوشش غفلت تو را پس ديدهات امروز بسبب كشف غطاء و رفع حجاب تيز است در ديدن آنچه نميديدى پس معنى آنچه در حديث روايت شده كه خداى عز و جل ديده مىشود آنست كه دانسته شود دانستن يقينى بجهت قول خداى عز و جل أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَ يعنى آيا نديدى و ننگريستى بسوى پروردگار خود يعنى ديدى و دانستى كه چگونه كشيده و گسترانيده سايه را و قول آن جناب أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ يعنى آيا نديدى بسوى آن كسى كه با ابراهيم محاجه كرد و حجت آورد در باب پروردگارش و قول آن جناب أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ يعنى آيا نديدى و نظر نكردى بحال آن كسانى كه بيرون رفتند از خانها و منزلهاى خويش و حال آنكه ايشان چندين هزار كس بودند و قول آن جناب أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ يعنى آيا نظر نكردى كه چگونه كرد پروردگار تو با خداوندان پيل كه ابرهه و لشكر اويند و امثال اين آيات از ديدن دل و از ديدن چشم نيست و اما قول خداى عز و جل اذا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ معنيش آنست كه چون خداى عز و جل از براى آن كوه ظاهر شد نشانى از نشانهاى آخرت كه كوهها بآن سراب مىشود و سراب بفتح سين روشنى است كه چون آب مينمايد و آب نيست و نشانهائى كه كوهها را پراكنده ميسازد پراكنده ساختنى يعنى آنها را چون