اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٠١ - «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده
كه از جانب خدا آمده است باينكه ايشان را بسوى خدا دعوت ميكند بفرموده خدا ميگويد كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً و لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ بعد از آن ميگويد كه من او را بچشم خود ديدهام و بذات او از روى دانش احاطه كردهام و او بر صورت آدمى است آيا شرم نميكنند كه اين نوع نسبتها بپيغمبر و خدا ميدهند زنادقه نتوانستند كه آن حضرت را متهم كنند باينكه چنين باشد كه از نزد خدا چيزى را بياورد بعد از آن خلاف آن را بياورد از راه ديگر چه از احوال آن حضرت بر هر كه او را شناخته معلوم است كه ساحت معرفتش بغبار اين نوع اتهام آلوده نميگردد و ميتواند كه كلام خبر نباشد بلكه استفهام باشد و معنى آن اين باشد كه آيا زنديقان نتوانستند كه آن حضرت را متهم كنند تا آخر يعنى وجوه اتهام بسيار است چرا اين وجه را كه بطلانش ظاهر و هويدا است برگزيدند ابو قره عرض كرد كه آن جناب مىفرمايد كه و لقد راه نزلة اخرى يعنى و هر آيينه بحقيقت كه ديد پيغمبر او را يك بار ديگر حضرت امام رضا ٧ فرمود كه بعد از اين آيه چيزى هست كه دلالت ميكند بر آنكه چه ديده در آنجا كه فرموده ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى يعنى دروغ نگفت دل آنچه را كه ديد حضرت فرمود كه خدا مىفرمايد كه دروغ دل محمد آن چيزى را كه چشمهاى آن حضرت ديد و اين آيه در قرآن مجيد پيش از آيه اوليست نه بعكس چنان كه در اين حديث است و وجه آن اينست كه يا راوى اشتباه كرده يا كاتب غلط نوشته يا در قرآن اهل بيت : چنين است و حضرت فرمود كه خدا بعد از آن بآنچه پيغمبر ديده خبر داده و فرموده كه لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى يعنى هر آينه بحقيقت كه ديد محمد ٦ از نشانهاى پروردگار خويش نشانه بزرگتر يا از نشانهاى بزرگترين او را از حيثيت دلالت بر كمال قدرت حضرت عزت مانند ديدن جبرئيل بصورت اصلى و غير آن كه در تفاسير مذكور است و حضرت فرمود كه پس آيات و نشانهاى خدا غير خدا است چه مضاف و مضاف اليه غير يك ديگراند و حال آنكه خدا فرموده كه وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً يعنى و احاطه نميتوانند نمود بذات خدا از روى علم و دانش پس هر گاه چشمها او را ببيند و احاطه نموده از روى علم و معرفت خدا واقع شود ابو قره عرض كرد كه پس روايتها را تكذيب ميكنى و آنها را بدروغ نسبت ميدهى