رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٥٦ - ١٢ - بستان القلوب يا روضة القلوب
است كه در ساير آثار او ديده مىشود. البتّه برخى از دانشمندان بيشتر به انتساب اين رساله به عين القضاة تمايل نشان دادهاند (٢٣) ولى شايد كمتر كسى اين رساله را با دقّت با ساير آثار او مقايسه كرده و از لحاظ محتويات و نيز سبك و تمثيلات به تطبيق آنها پرداخته باشد.
وانگهى اشاره به سپاهان در آغاز رساله (بند دوم) بخوبى مىتواند مؤيّد ارتباط رساله با دورهاى باشد كه سهروردى در اصفهان به تلمّذ اشتغال داشت گر چه برخى از كسانى كه اين رساله بدانها منسوب شده است مخصوصا خواجه نصير الدين طوسى نيز دورهاى از عمر خود را در اصفهان گذرانيدهاند.
در آغاز مؤلّف هدف خود را در تأليف اين رساله به عنوان جمعآورى «كلمهاى چند در حقيقت ... چنانكه تكلّف در آن راه نيابد» ذكر مىكند و سپس رساله را به بحث در عالم ارواح و اجسام تقسيم مىكند و سخن را از گفتارى در الفاظ و معنى كلى و جزوى آغاز كرده، به جوهر و عرض و ساير مباحث طبيعيّات مىكشاند. در فصلى كه به طبيعيّات تعلّق دارد در «قسم از عنصريّات و اثيريّات» بحث شده و يك دوره طبيعيّات به سبك مشّائى از عناصر و طبايع و مواليد سهگانه نفس و قواى آن مطرح گرديده و بسيارى از مسائل با استشهاد به آيات قرآنى مبيّن شده است و بخش دوّم رساله كه مربوط به عالم ارواح است مشتمل است بر چهارده فصل و ده رمز كه در آن به تعبيرى استادانه از الهيّات و علم النفس و- خودشناسى به لسانى اشراقى و عرفانى بحث شده و تأويلات زيادى از آيات قرآنى و احاديث نبوى شده است و با اتّكا به اين منابع و گفتار بزرگان