رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٣٨ - فصل هشتم در شناختن احوال نفوس بعد از مفارقت بدن
و ساده يا پاك باشد يا ناپاك، [و غير ساده يا تمام[١] بود يا ناتمام، و هر يك از ايشان يا پاك بود يا ناپاك][٢]. امّا نفوس ساده[٣] پاك[٤] همچون[٥] نفوس اطفال است و نفوس ابلهان از عوام كه نفس ايشان[٦] را از ابدان چون[٧] مفارقت افتد[٨] ساده بماند[٩] و ايشان را نه ادراك لذّت باشد و نه ادراك الم از بهر آنكه[١٠] ايشان را علّت لذّت و الم[١١] نباشد از بهر آنكه نه بدين[١٢] عالم علاقه دارند و نه بدان[١٣] عالم. و از اين جاست كه پيغامبر- عليه السلام[١٤]- مىفرمايد[١٥] «ان اكثر اهل الجنة البله و الصبيان»، و در حق اطفال مىگويد «نفوس الاطفال بين الجنة و النار.» و نيز در سخنان حكماى محقّق مىآيد[١٦] كه «البلاهة ادنى الى الخلاص من فطانة بتراء»[١٧] (٤٠) امّا نفس ساده ناپاك از جهت آنكه[١٨] از عالم روحانى غافل باشد[١٩] و او را شوقى نبود[٢٠] بمعشوق اعلى او را از آن عالم جاذبهاى نبود و از جهت علايق بدنى[٢١] او را از اين عالم جاذبهاى باشد بعشق بدن، چون مفارقت افتد[٢٢] مشتاق او بماند و حجابها ميان او و معشوق[٢٣] پيدا آيد[٢٤]،
[١] غير ساده يا تمام: ساده تمامH
[٢] و غير ساده ... ناپاك:-MH
[٣] نفوس ساده: نفس سادهTM
[٤] ساده پاك: سادهH
[٥] همچون: چونTM
[٦] نفس ايشان: ارواح ايشانTM
[٧] از ابدان چون: از ابدانM
[٨] افتد: افتادهH
[٩] بماند: بمانندT
[١٠] از بهر آنكه: بحكم آنكهTM
[١١] لذت و الم: الم و لذتM
[١٢] بدين: به آنTM
[١٣] بدان: به اينTM
[١٤] پيامبر عليه السلام: سيد صلى اللّه عليه و آلهTM
[١٥] مىفرمايد: مىگويدTM
[١٦] مىآيد: آمدهT
[١٧] بترا:-T
[١٨] از جهت آنكه: چونH
[١٩] باشد:-T
[٢٠] نبود: باشدM نباشدT
[٢١] علايق بدنى: علاقه بدنM علاقه بدنىT
[٢٢] افتد: كندTM
[٢٣] و معشوق: و ميان معشوق اوTM
[٢٤] آيد: شودTM