رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٢٥ - فصل چهارم در اقامت برهان بر آنكه نفس ناطقه انسانى جوهرى روحانى است
پس بدين[١] برهان درست شد كه نفس ناطقه انسانى كه قابل صور معقولات است[٢] جوهرى است روحانى[٣] و قسمتپذير نيست.
(٢٦) برهانى ديگر. گوئيم كه[٤] صور[٥] معقولات كه در نفس حاصل مىشود از مقدار و وضع و أين[٦] و كيف[٧] مجرّد باشد، و تجريد[٨] او از دو قسم بيرون نيست: يا باعتبار آن چيز است كه [معقول از او مجرد كرده مىآيد، يا باعتبار آن محل[٩] كه معقول در او فرود مىآيد[١٠]. و قسم نخستين باطل است[١١] بحكم آنكه آن چيز][١٢] از مقدار و وضع و أين خالى نباشد در ذات خويش، پس[١٣] قسم دوّم بماند كه آن[١٤] باعتبار آن محلّ[١٥] است كه معقولات[١٦] در او فرود[١٧] مىآيد و آن[١٨] چيز را از لواحق خويش مجرد همىگرداند[١٩] تا ذات آن[٢٠] را بحقيقت ادراك كند چنانكه اوست.
و از خاصيّتهاى عقل[٢١] يكى آنست كه چيز[٢٢] را چنانكه اوست ادراك كند، و حقيقت چيزها چنان[٢٣] باشد كه از لواحق مجرّد گردد[٢٤]. پس بدين برهان درست شد كه قابل صورت معقولات جسم نيست و عرض در جسم نيست، پس او[٢٥] جوهريست كه او را[٢٦] تعلّقى[٢٧] بجسم است كه آن بدن اوست همچون[٢٨]
[١] بدين: باينTM
[٢] كه قابل صور معقولات است:-H
[٣] جوهرى است روحانى: جوهرى روحانيستM ، جوهر روحانيستT
[٤] گوئيم كه: آنكهTM
[٥] صور: صورتTH
[٦] وضع و اين: اين و وضعT
[٧] كيف:-TM
[٨] تجريد: تجردTSM
[٩] آن محل: محل استTM
[١٠] كه معقول در او فرود مىآيد:-TM
[١١] قسم نخستين باطل است: قسماول باطل استS
[١٢] معقول ... آن چيز:-H
[١٣] پس:-TM
[١٤] كه آن: آنH
[١٥] آن محل: محلTM
[١٦] معقولات: معقولTM
[١٧] فرود: فروTM
[١٨] آن: اوH
[١٩] همىگرداند:
مىگرداندH
[٢٠] آن: اوH
[٢١] عقل: عقلىTHM
[٢٢] چيز: چيزىT
[٢٣] چنان: چنانكهTM
[٢٤] گردد: گرداندTM
[٢٥] او: آنTM
[٢٦] او را: آن راM
[٢٧] تعلقى: تعلقT
[٢٨] همچون: چونTM