رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٩٧ - فصل پنجم
ماست و مكمّل انسانست. و شارع او را «روح القدس» گويد[١] و اهل حكمت او را «عقل فعّال» گويند. و جمله عقول انوار مجرّد الهىاند و عقل اوّل آنست كه بوى وجود منتشئ گشت و نور بارى عزّ و علا بر وى اشراق كرد اشراق اولى. و ازين اشراق كثرت عقول لازم آمد بر مراتب نزول.
و وسائط اگر چه از روى سبب بما نزديكتراند، امّا آنها كه از ما دورتراند از روى سبب بما نزديكترند از روى شدّت ظهور ايشان و ازينجا لازم آيد كه نزديكتر از همه خداى باشد عزّ سلطانه. نبينى كه اگر بر سطح سياهى و سپيدى بود سپيدى براى غايت ظهور نزديكتر نمايد، پس بارى تعالى در علوّ اعلى بود و در دنوّ ادنى[٢]. از روى مرتبت او دورتر از همه دوريهاست، و از جهت شدّت ظهور او نزديكتر از همه نزديكهاست زيرا كه شدّت ظهور وى نامتناهى است، سبحانه و تعالى.
فصل پنجم[٣]
(٢٣) بدان كه چون حقّ تعالى خالق و مرجّح همه موجوداتست و بر ديگرى موقوف نيست. جز بر قدرت او و او دائم بود و هميشه است، بايد كه خلق وى نيز دائم بود كه اگر چنين نبود لازم آيد كه جمله ممكنات بر غير خداى موقوف باشد. و پيش از جمله ممكنات هيچ چيز شرط نيست زيرا كه هر چه شرط باشد ممكن بود از وقت و حالت و غير آن. اگر جمله ممكنات موقوفست بر ذات او و يا بر قدرت او[٤] و اين همه با وى دائمست، پس بايد كه خلق نيز دائم باشد. و نشايد
[١] گويد: گويندF
[٢] دنو ادنى: بوادنىF ,) الدنو الأدنى:A (
[٣] پنجم:-F
[٤] قدرت او: قدرتF