رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٧٩ - فصل دهم در نبوت و معجزات و كرامات و منامات و مثل آنها
مشغول دارد[١] بمحسوسات. و چون يكى ازين دو فترت پذيرد، هم چنانكه حواسّ در خواب، و هم چنانكه [در بعضى امراض][٢] اعضاء رئيسه، چون نفس منجذب شود بجانب مرضى كه قوّتها منازع با يكديگرند[٣]، چون نفس بقوّتى[٤] منجذب شود از ديگرى باز ماند، چون بشهوت ميل كند از غضب باز ماند، و هم چنين بعكس اين[٥]؛ و چون[٦] بحواسّ ظاهر منجذب شود از حواسّ باطن باز ماند و بعكس اين[٧]؛ و فى الجمله غرض آنست كه درين دو حالت، اعنى وقت[٨] انجذاب نفس ببعضى امراض اعضاى رئيسه و معاونت طبيعت[٩] يا ركود[١٠]، حواسّ[١١] متخيّله سلطنت يابد و نقشهاى مختلف را[١٢] در حسّ مشترك بنگارد[١٣]، و محروران و مصروعان صورتها مىبينند[١٤]، كه اگر چشم بر هم نهند هم چنان بينند. پس از سببى[١٥] باطنى[١٦] است، و جنّ[١٧] و غول هم ازين صورتهاست[١٨] كه در حسّ مشترك حاصل شود از متخيّله.
(٩٢) و متخيّله دائم در انتقال باشد از صورتى بصورتى و ثبات ندارد. و اگر نه چنين بودى، ما فكرت[١٩] نتوانستمانى كردن؛ و هيأت مزاجى را و ادراكات نفسى را محاكات كند؛ و كسى را كه خون مستولى باشد[٢٠] بچيزهاى[٢١] سرخ محاكات كند؛ و اگر بلغم مستولى باشد ببرف[٢٢] و باران[٢٣].
[١] مشغول دارد:-F
[٢] در بعضى امراض: بعضى مرضH
[٣] با يكديگر:- باSH
[٤] بقوتى: بقوىSH
[٥] بعكس اين:-H ، بعكسS
[٦] و چون: و همچنين چونH
[٧] اين: آنSH
[٨] وقت: در وقتSH
[٩] طبيعت: طبيبS
[١٠] يا ركود: باز گرددSH
[١١] حواس: حواس وSH
[١٢] مختلف را: مختلفSH
[١٣] بنگارد: نگاردS
[١٤] مىبينند: ببينندSH
[١٥] از سببى: آن سببSH
[١٦] باطنى: باطنHF ,-S
[١٧] جن: حقS
[١٨] صورتهاست: صورستH صورتستS
[١٩] فكرت: فكرSH
[٢٠] باشد: بودSH
[٢١] بچيزهاى: چيزهاىSH
[٢٢] ببرف: ببرقH
[٢٣] باران:+ و غير آنSH