رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٥٢ - فصل چهارم در دانستن مغيبات كه چگونه باشد و حقيقت حال خواب و حقيقت كهانت
است. پس چون[١] حواسّ معطّل شوند و او را منع[٢] نكنند تا بكار[٣] خويش پردازد، صورتهاى[٤] كائنات و حوادث كه در اين عالم پديد خواهد آمدن[٥] از جزويّات[٦] مدد[٧] از آن نفوس مىپذيرد. [پس اگر نفس قوىّ بود بخواب التفات نكند و چنانكه ديگران در خواب بينند نفس او در بيدارى دريابد. و اگر ضعيف بود بخواب دريابد. و متخيّله آنچه او ديده باشد بچيزى ديگر ماننده كند][٨] چنانكه عادت كار[٩] اوست كه او شيطانى[١٠] بزرگست، پس آنگه خواب را بتعبير حاجت افتد[١١]. پس نفوس انبيا[١٢]- عليهم السلام[١٣]- بسبب قوّت نظرى كه در ايشانست و شدّت اتّصال بآن عالم آنچه ديگران در خواب بينند ايشان در بيدارى توانند ديد، و دانستن مغيبات هم از اين جاست.
(٥٢) و امّا دانستن حقيقت كهانت. اگر چه نفوس كواهن را قبول جزويّات[١٤] هم از عالم نفس است، امّا از عالم نفس برتر نشوند و از عالم عقل قبول معقولات كليّات نتوانند كردن[١٥]، و در نفس ايشان اين[١٦] استعداد نباشد، و نيز آن خواصّ كه در ذات نفوس نبوى حاصل بود، چون قوّت و
[١] چون:-T
[٢] منع: منعىT
[٣] تا بكار: با كارT
[٤] صورتها: و صورتهاH
[٥] خواهد آمدن: خواهند آمدH
[٦] جزويات: جزئياتT
[٧] مدد: مددىT
[٨] پس اگر نفس قوى بود ... ماننده كند: اما قوت متخيله در عالم خواب همه در كار باشد عادت و جبلت و محاكاتست و تفصيل و تركيب صورتها از يكديگر و بر يكديگر پس چون نفس سخت قوى بود باو التفات نكند خواب و حاجت نباشد بتعبير همچنانكه خواهد بود نفس ببيند و اگر نفس ضعيف ببيند بكار آوردن آن درماند و آنچه كه ديده بود متخيله او بچيزى ديگر مانند كندT
[٩] عادت كار: كار و عادتT
[١٠] شيطانى: شيطانT
[١١] آنگه خواب را بتعبير حاجت افتد: آنگاه خواب را حاجت افتد بتعبيرT
[١٢] پس وجود انبياء ...( تا آخر فصل چهارم):-H
[١٣] عليه السلام:-T
[١٤] جزويات: جزئياتT
[١٥] كردن:-T
[١٦] اين:-T