رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٤٠٥ - (١٣) يزدان شناخت
(٢) پس چون محرّر اين رسالت را از [مجلس عالى منعمى محترمى صدر الفضلائى جمال الدّولة و الدين كمال الاسلام و المسلمين ملك ملوك القدرا محمّد بن محمود الدّارى- يديم اللّه علينا ظلّه][١]- اين حال معلوم گشت[٢] و استعداد او در تحصيل شرف نفس و شوق[٣] او بحكمت[٤] همىديدم و صدق و رغبت او بدانستن اين علم شريف مىدانستم[٥]، خواستم كه تقرّبى نمايم بحضرت او[٦] و تحفهاى برم بمجلس او و حقّى[٧] ثابت[٨] گردانم كه بالاى همه حقّها باشد، بل كه قدرت بشرى از رعايت آن حقّ قاصر ماند. اين رسالت را[٩] بپارسى بساختم[١٠] تا منفعت آن بهمه عجم برسد[١١]. و تا[١٢] اين غايت محقّقان حكما- قدّس اللّه ارواحهم[١٣]- از متقدّمان و متأخّران مانند اين رسالت نساختهاند.
و نام اين رسالت[١٤] «يزدان شناخت» نهادم [و بر سه باب قسمت كردم: اول در اثبات بارى تعالى و شناختن بعضى از صفات[١٥] او سبحانه و تعالى و نكتهاى چند از رموز الهى، و دوم][١٦][١٧] در معرفت نفس انسانى و كيفيّت حال[١٨] او بعد از مفارقت بدن[١٩] و شناختن[٢٠] سعادت و شقاوت[٢١]، [سوم[٢٢] در معرفت نبوّت و معجزات و كرامات][٢٣].
و جهد كردم كه هر چه زودتر اين تحفه روحانى و تحصيل سعادت دو جهانى[٢٤] بدان حضرت رسانيده آيد[٢٥] ان شاء اللّه تعالى.
[١] مجلس ... ظله:-TM
[٢] گشت:-H
[٣] شوق: تشوقH
[٤] همى:
مىTM
[٥] شريف مىدانستم: بزرگ متصور شدT بزرگ مصور شدM
[٦] او:-M
[٧] حقى: چونM
[٨] ثابت: واجبTM
[٩] رسالت را: رسالهTM
[١٠] بساختم:
ساختمTM
[١١] تا منفعت آن بهمه عجم برسد:-TM
[١٢] و تا: كهTM
[١٣] قدس اللّه ارواحهم:-TM
[١٤] رسالت: رسالهTM
[١٥] صفات: و افعالS
[١٦] و بر سه باب ... دوم:-TM
[١٧] دوم: باب دومS
[١٨] حال:-H
[١٩] بدن:-MH
[٢٠] شناختن: معرفتH
[٢١] شقاوت:+ او پرداختمTM
[٢٢] سوم: باب سومS
[٢٣] سوم ... كرامات:-TM
[٢٤] دو جهانى: جاودانىH
[٢٥] آيد: شودH