رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٩٨ - فصل دهم
[ما را عليه السلام جبرئيل وحى آورد][١]، اهل[٢] مكّه بيشتر باور نمىكردند[٣] و مىگفتند[٤]: جبرئيل چون آيد و قرآن چون آرد؟ حقّ تعالى اين آيت بفرستاد[٥]: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[٦]. و در آن روزگار جماعتى بودند چون قسّ[٧] ساعده كه[٨] پيش از وحى [آمدن بمصطفى عليه السلام خبر داد][٩]؛ صاحب ذكرى عظيم بود[١٠] و نشان مصطفى[١١] باز داد، با جماعت[١٢] گفت[١٣]:
از اين ناحيت پيغامبرى[١٤] پديد خواهد آمد[١٥] كه او پيغامبر آخر زمان[١٦] باشد و معجزات[١٧] او اين و آن[١٨] باشد، چون بيرون آيد بدو[١٩] ايمان بياريد[٢٠].
ايشان گفتند: تو چرا ايمان نمىآرى و پيش[٢١] نمىروى[٢٢]؟ گفت: [تا آمدن من فرو شده باشم][٢٣] و الّا[٢٤] پيش از همه من[٢٥] مىرفتم[٢٦] و ايمان مىآوردم[٢٧].
و ديگر بحيراى راهب كه همه[٢٨] نشان سيّد ما[٢٩] باز داد. و نيز رسول عليه السلام پيش از آمدن وحى ذكر كردى و خدا را ياد كردى، بل خود هرگز خدا را[٣٠] فراموش نكردى. و كافران هر گاه كه رسول[٣١] عليه السلام ذكر كردى، تبسّم كردندى[٣٢] و گفتندى: محمّد ديوانه شده است[٣٣] چنانكه
[١] ما را ... وحى آورد: دعوت كرد و جبرئيل وحى آورد و قرآن آوردS
[٢] اهل:
و اهلS
[٣] بيشتر باور نمىكردند: باور نمىداشتندS
[٤] گفتند:+ كهS
[٥] بفرستاد: فرستادF
[٦] سوره ٢١( الانبياء) آيه ٧
[٧] قس: قيسSPF
[٨] كه:-F
[٩] آمدن .. خبر داد: خبر داد از آمدن پيغمبرS
[١٠] صاحب ذكرى عظيم بود: چه صاحب ذكرى بود عظيمS
[١١] مصطفى: پيغمبرS
[١٢] با جماعت: و جماعتى راS
[١٣] گفت:+ كهS
[١٤] پيغامبرى: پيغمبرS
[١٥] خواهد آمد: آيدS
[١٦] زمان: الزمانS
[١٧] و معجزات:
معجزاتS
[١٨] اين و آن:-F
[١٩] بدو:-F
[٢٠] بياريد: آريدS
[٢١] پيش:+ اوS
[٢٢] نمىروى:
نروىS
[٢٣] تا آمدن او فرو شده باشم: من پيش از آمدن او فرو شومS
[٢٤] الا:
+ منS
[٢٥] همه من: همهS
[٢٦] مىرفتم: رفتمى
[٢٧] مىآوردم: آوردمىS
[٢٨] كه همه:- كهF
[٢٩] سيد ما: پيغمبرS
[٣٠] خدا را:-S
[٣١] رسول: پيغمبرS
[٣٢] تبسم كردندى: بخنديدندىS
[٣٣] محمد ديوانه شده است: ديوانه استS