رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٨٨ - فصل هشتم
همه مىدانند البتّه كه[١] آفريدگارى مىبايد، امّا هر يكى را[٢] بدان قدر آنچه[٣] فهم او رسد[٤] و عقل او[٥] بدان راه مىبرد[٦]، چيزى مىگويند[٧] و چيزى[٨] گرفتهاند. و عجب آنكه مىپندارند[٩] البتّه كه[١٠] حقّ آن است و آنچه ايشان[١١] ندانستهاند[١٢] و فهم نكرده، باطل است، و اگر چيزى مىشنوند[١٣] كه بر خلاف آن باشد كه او شنيده است، [و اگر چه فهم نكرده، در حال][١٤] تشنيع آغاز مىكنند[١٥] و [بتكفير[١٦] آن كس كه آن[١٧] گفته است][١٨][١٩] زبان مىگشايند[٢٠] و دروغزنش نام مىكنند[٢١]، چنانكه قرآن خبر مىدهد:
«وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ»[٢٢] زيرا كه بيشتر ما بتقليد شاگردان[٢٣] با استادان و فرزندان[٢٤] با پدران كار مىكنند چنانكه قرآن بدان[٢٥] خبر مىدهد: «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ»[٢٦][٢٧].
و همچنانكه در دين ما خلق بچندين[٢٨] گروه شدهاند و رسول[٢٩] ما عليه السلام خبر مىدهد[٣٠] كه «ستفترق امّتى على ثلاثة و سبعين فرقة، الناجى منها واحدة»[٣١]، ملت[٣٢] هر پيغامبرى[٣٣] همچنين بچندين گروه شدهاند و از
[١] البته كه: كه البتهS
[٢] يكى را: يكىS
[٣] آنچه: كهF
[٤] رسد: بدان مىرسدS
[٥] عقل او: عقل آنS
[٦] مىبرد: مىيابدS
[٧] مىگويند: مىگويدS
[٨] چيزى: چنين پيشS
[٩] آنكه مىپندارند: آنست كه پندارندS
[١٠] كه البته: البته كهS
[١١] ايشان: اوS
[١٢] اند: استS
[١٣] مىشنوند: شنودS
[١٤] و اگر چه ...
در حال:-F
[١٥] مىكنند: كندS
[١٦] تكفير: كفرانP
[١٧] آن كس كه آن: آنكه اين چيزS
[١٨] بتكفير ... گفته است:-F
[١٩] گفته است: گفتهS
[٢٠] مىگشايند: بگشايدS
[٢١] مىكنند: نهدS
[٢٢] سوره ٤٦( الاحقاف) آيه ١١
[٢٣] شاگردان با:-F
[٢٤] و فرزندان:-F
[٢٥] قرآن بدان: عز قائلهS
[٢٦] سوره ٤٣( الزخرف) آيه ٢٣
[٢٧] و انا ...
مقتدون: الآيهF
[٢٨] بچندين: بچندS
[٢٩] رسول: پيغمبرS
[٣٠] مىدهد: داده استS
[٣١] اين حديث به صورتهاى مختلف در مسند ابن حنبل و ابن ماجة و بحار الانوار و سفينة البحار آمده است
[٣٢] ملت: و ملتF در ملتSP
[٣٣] پيغامبرى:
پيغمبرىS