رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٥٢ - (٢١) قسم اول كه تعلق بعالم اجسام دارد
مدركى است. و مدركى بر دو قسم است: قسمى ظاهر و قسمى باطن.
(٣١) قسم اوّل[١]: امّا[٢] آنچه ظاهر است پنج است[٣]: اوّل لمس[٤]، و آن قوّتى است منبثّ[٥] در ظاهر بدن بهمه جاى[٦]، چنانكه هيچ جائى از او خالى نيست، و اوست كه كيفيّت چهارگانه را[٧] در مىيابد چون[٨] رطوبت و يبوست و حرارت و برودت، و اوست كه فرق مىكند ميان سبكى و گرانى و نرمى و درشتى. دوّم[٩] ذوق است، و آن قوّتى است تعبيه كرده بر عصبه كه بر جرم زبان گسترانيده است[١٠]، و اوست كه دريابنده شيرينى و ترشى و تلخى و شورى است. سيّم شمّ است، و آن قوّتى است مرتّب كرده در اوّل دماغ بر مثال دو سر پستان، و اوست كه فرق مىكند ميان بوى خوش و ناخوش. و دريافتن او بتوسّط هواست، و اگر هوا از اجزاء ذو رايحه منفعل نشدى، دريافتن بشمّ ممتنع بودى. چهارم سمع است، و آن قوّتى است مرتّب كرده بر عصبهاى كه در درون گوش گسترانيده[١١] است. و اوست كه دريابنده آوازهاست بتوسّط هوا. و چون آوازى بر آيد هوا منفعل شود از آن آواز، يا[١٢] مثلا چون[١٣] چيزى بر چيزى افتد هوا در جنبش آيد و بدان[١٤] اجزاء هوا بر يكديگر افتد و همچنين منفعل مىشود[١٥]، تا بدان هوا رسد كه در درون گوش ايستاده است. آن هوا نيز منفعل شود و آن آواز[١٦] بخود قبول كند، و او نيز در جنبش آيد و بر آن پوست افتد كه در درون[١٧] عصبه گوش گستريده[١٨] است، همچون از آنجا[١٩]
[١] قسم اول:-SFA
[٢] اما:-S
[٣] پنج است:-S
[٤] لمس:+ استS
[٥] منبث است: منقب اوF
[٦] بهمه جاى: همه جايىF
[٧] چهارگانه را: چهارگانهS
[٨] چون:-S
[٩] دوم: دويمS
[١٠] گسترانيده است: گستردهاندF
[١١] گسترانيده:
گسترندهF ، گسترانيدهS
[١٢] يا:-F
[١٣] چون:-S
[١٤] بدان:-S
[١٥] منفعل مىشود: مىرودF
[١٦] آن آواز: آوازS
[١٧] درون:-S
[١٨] گستريده:-F ، گسترانيدهS
[١٩] هم چون طبل از آنجا: چون طبلىF