رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٤٧ - (٢١) قسم اول كه تعلق بعالم اجسام دارد
و هوا را نيز دو صفت است: يكى ترى و ديگر[١] گرمى، و او را با آب نسبتى هست و آن ترى است. و آتش را نيز دو صفت است: يكى گرمى و ديگرى[٢] خشكى، و او بالاى هواست، و او را با هوا نسبتى هست و آن گرمى است، و خشكى قوّتى است كه چون[٣] با گرمى يار شود بغايت سبك[٤] گرداند، و چون با سردى يار شود[٥] بغايت گران[٦] گرداند. از اين[٧] است كه آتش بغايت سبك است و خاك بغايت گران، لاجرم از اين[٨] سبب از يكديگر عظيم[٩] دور افتادهاند.
(٢٣) و بدان كه چون خاك[١٠] لطيف شود آب گردد، و آن از آنست كه ترى بر خشكى غالب شود. و آب چون لطيف شود هوا گردد[١١]، و آن از آنست كه گرمى بر سردى غالب شود[١٢]، و هوا چون لطيف شود آتش گردد، و آن از آنست كه خشكى بر ترى[١٣] غالب شود. و همچنين چون آتش[١٤] كثيف شود[١٥] هوا گردد[١٦]، و هوا چون[١٧] كثيف شود آب گردد، و آب چون[١٨] كثيف شود خاك گردد.
(٢٤) و بدان كه آتش را يك طبقه است و آن را «كره اثير» خوانند و مكان او زير فلك قمر[١٩] است و آن آتش صرف است و او را[٢٠] رنگى نيست.
و اگر رنگ داشتى حجاب بودى ميان ماه و ستارگان و آسمانها و[٢١]
[١] ديگر: ديگرىF
[٢] ديگر: ديگرىS
[٣] كه چون: چونS
[٤] سبك: خفيفS
[٥] شود: گرددS
[٦] گران: ثقيلS
[٧] از اين: و از آنS
[٨] از اين: و از آنS
[٩] عظيم:-F
[١٠] چون خاك: خاك چونS
[١١] هوا گردد:
هوا شودS
[١٢] غالب شود: غالب گرددS
[١٣] ترى: دىF
[١٤] چون آتش:
آتش كهS
[١٥] كثيف شود: كثيف گرددS
[١٦] هوا گردد: هوا شودS
[١٧] هوا چون: هوا كهS
[١٨] آب چون: آب كهS
[١٩] قمر: ماهS
[٢٠] او را: آن راS
[٢١] آسمانها و:+ اگر رنگ داشتىF