رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٣٣٩ - (١٢) بستان القلوب يا روضة القلوب
باشد دون معنى[١]، آن را «الفاظ مشترك[٢]» خوانند چنانكه عين كه [بر آفتاب و بر زر و بر چشم و بر چشمه آب افتد][٣]. و اگر شركتشان در لفظ باشد و در معنى امّا[٤] آن معنى مقصود كلّى[٥] نباشد آن را «متشابهه» خوانند چنانكه فرس كه[٦] بر حيوان افتد و بر منقوش[٧]. و اگر شركتشان در لفظ باشد و در معنى و ميانشان هيچ تفاوت نباشد[٨]، آن را «اسماء متواطيه» خوانند چنانكه انسان كه بر زيد افتد و بر بكر و خالد. و اگر شركتشان در لفظ باشد و در معنى امّا ميانشان[٩] تفاوتى باشد، آن را «اسماء مشكّكه[١٠]» خوانند چنانكه سپيدى كه بر برف افتد و بر عاج امّا بر برف اولىتر او كه سپيدتر[١١] است، و وجود كه بر جسم افتد و بر جوهر امّا بر جوهر اولاتر او كه بيشتر[١٢] است.
(١٠) و بدان كه چون جماعتى را در چيزى[١٣] شركت افتد بايد كه امتياز ايشان[١٤] به چيزى ديگر باشد، زيرا كه محال باشد كه چيزى[١٥] كه سبب اشتراك باشد بعينه سبب افراق بود، چنانكه مردم كه در انسانى و حيوانى[١٦] و ناطقى و جسمى با يكديگر شركت دارند و امتياز ايشان[١٧] به اعراض است مثل درازى و كوتاهى و زردى [و سياهى و سرخى و سپيدى][١٨] و مكان و جهت. و اين همه كه برشمرديم هيأتىاند زائد، چه حقيقت انسانى، حيوانى و ناطقى و جسمى است و درازى و كوتاهى و سياهى و سرخى[١٩] و
[١] دون معنى: بىمعنىF
[٢] مشترك: مشتركهF
[٣] بر آفتاب ... افتد: بر آفتاب افتد و بروز و بر چشمS
[٤] اما: و اماS
[٥] كلى: كلF
[٦] فرس كه: فرسF
[٧] منقوش: نقوشSF
[٨] و ميانشان هيچ تفاوت نباشد:-F
[٩] ميانشان:
ميان ايشانSPA
[١٠] مشككه: متشككهPA
[١١] او كه سپيدتر: سپيدS
[١٢] او كه بيشتر:- بيشترF
[١٣] چيزى: جنگF
[١٤] امتياز ايشان: امتيازشانSPA
[١٥] كه چيزى:
چيزىS
[١٦] كه در انسانى و حيوانى: در حيوانى و انسانىF
[١٧] امتياز ايشان: امتيازشانSPA
[١٨] و سياهى ... و سپيدى: و سرخى و سپيدى و سياهىS
[١٩] و سرخى:-F