رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ٢٢ - زندگى سهروردى
بعد از اين اگر واقف شود بسخنان[١] او، در آن هنگام مىداند كه او در مكاشفات ربّانى و مشاهدات روحانى آيتى[٢] است از آيات سبحانى، بحرى است كه بغور او نرسيدهاند غوّاصان روزگار بوقلمون، و نشناختهاند غايت آن را مگر راسخين.
(٣) امّا حكمت بحثى، بتحقيق كه او محكم گردانيد اساس و بنيان آن را و استوار ساخت قواعد و اركان آن را و تعبير كرد از معانى صحيحه لطيفه آن بعبارات دلپذير و الفاظ مختصر، و متقن ساخت آن را[٣] بنوعى كه مزيدى بر آن درّ يتيمه اذهان متصوّر نيست، خصوصا در كتاب «مشارع و مطارحات» كه در آنجا استيفاى ابحاث[٤] متقدّمين و متأخّرين نموده است و اصول و قواعد حكماى مشائين را ابتر كرده و برهم زده است، و استوار گردانيده آراء و معتقد حكماى پيشين را. و اكثر اين بحثها و ايرادات و مناقضات و سؤالات از تصرّفات ذهن سليم و طبع مستقيم پر از[٥] مكنونات علم قويم اوست، و اين اقوى شاهد است بر قوّت او در حكمت بحثى و علوم رسمى.
(٤) بدان كه فهميدن كلام او و شناختن[٦] اسرار و رموزاتش در غايت صعوبت و دشوارى است كسى را كه طريقه او را مسلوك نداشته باشد، زيرا كه او حكمت خود را مبتنى بر اصول كشفى و علوم ذوقى ساخته است، و كسى كه اصول آن را كما هو استوار نفرمود، فروع[٧] را از آن استنباط و استخراج نتوانست نمود. و هر كه عنان نفس را از تعلّقات دنيا و آخرت
[١] مشائين: مشائين كرديمH
[٢] پيش نكتهاى چند را: پيش از آن نكتهاى چند راSH
[٣] چند را: چند چندF
[٤] از آن:-SH
[٥] اتمام: تمامH
[٦] درخواسته مىآيد: در مىخواهمSH
[٧] آن را: او راSH