رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٤٠ - قاعده
او و علم او بر ذات او زائد نيست بلكه علم او بذات خويش و حيات او از بهر آنست كه مجرّد است از مادّه و از ذات خود و لوازم ذات خود غايب نيست. و عبارت از حىّ آنست كه دراك و فعّال باشد. و واجب الوجود آفريننده جمله ماهيّات است و مدرك ذات خويش است، پس او زنده است، و آيات كه در علم آمده است از پس ياد كرده شود. چون درست گشت كه نفس عالم باشد بذات خويش نه بصورتى، پس بارى عزّ و جلّ اولاتر است به وحدانيّت. و نفس دلالت كرد بر وجود مبدع او و بر آن كه واجب الوجود منزّه است از مكان و جهت و بر آن كه او عالمست بذات خويش، چنانكه گفتهاند كه «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»[١].
(٤٣) پس نفس جوهريست زنده قائم بذات خويش، يعنى بريست از محلّ و مادّه. پس حىّ قائم دلالت كرد بر وجود حىّ قيّوم كه قوام همه موجودات از وجود اوست. و چنانكه آيات آمده است در مصحف مجيد كه «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»[٢]، و همچنانكه «الم اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»[٣]. و معنى قيّوم آنست كه چيزى بذات خود قائم باشد و چيزهاى ديگر همه به وجود او قائم باشند، و اين واجب- الوجود است. و واجب الوجود موصوف نيست بصفتى زائد بر ذات او زيرا كه آن صفت نشايد كه واجب الوجود باشد زيرا كه به محلّ قائم و حاجتمند باشد، و نيز لازم آيد كه دو واجب الوجود باشند، و اين محال است. و نيز نشايد كه آن صفت ممكن باشد زيرا كه او را به مرجّحى
[١] در شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد، مصر، ١٣٢٩، جلد چهارم، ص ٥٤٧ ذكر شده است.
[٢] سوره ٢( البقرة) آيه ٢٥٦
[٣] سوره ٣( آل عمران) آيه ١