رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٣٢ - قاعده
و پنجم قوّه حافظه است، و اين آنست كه جمله احكام و همرا نگاه دارد چنانكه احكام متخيّله را و وقايع را بر تفصيل و بر نسبت هر يكى، و سلطان او در تجويف واپسين است از دماغ. و تغاير اين قوى از آن دانستند كه بعضى مختلّ شود با بقاى بعضى، و جايگاه هر يكى دانستند باختلاف قوى از اختلال جايهاى ايشان.
(٢٩) و در حيوان قوّه محرّكه است، و آن باعثست بر حركت، و آن قوّه نزوعى است يعنى شوقى. و آن را دو شعبه است: يكى شهوانيست كه دفع ملايم كند و از تخيّل و ادراك منفعل شود، و در جمله مطيع مدركاتست زيرا كه بچيزى كه ادراك نكنند شوق بدو متصوّر نيست و اگر چه از يك وجه باشد. و قوّت محرّكه است كه او مباشر حركت است كه در اعصاب پراكنده است، و اين قوّت مطيع قوّت نزوعى است. و جاى محرّكات در دلست چنانكه سلطان مدركات در دماغست. و اين دو قوّه مدركه و محرّكه از خواصّ حيوانست و او را قوّتهاست كه نبات با او در آن مشار كند: اوّل غاذيه است و اين قوّتيست كه تصرّف كند در مادّه غذا تا او را مانند جوهر غذا ستاننده كند بدل آنچه از او متحلّل مىشود. و دوّم ناميه است و اين قوّتيست كه موجب زيادت در جمله اجزاى مغتذى در جمله جوانب است[١] و نسبت در ميان اجزاء نگاه مىدارد.
و اين جمله قوّت مولّده است و اين قوّتيست كه موجبست زيادتى را كه در جمله اجزاى معتدل ظاهر شود در جمله جوانب و نسبت در ميان اجزاء نگاه مىدارد. و اين جمله قوّه مولّده است كه موجبست كه بعضى از غذا
[١] جوانب است:- استI