رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٢١ - لوح اول در تناهى اجسام و در طرفى از آسمان و عالم و در بسائط اجسام و آنچه از آن حادث شود
قوّتيست كه جسم را از بالا بزير جنباند، پس افلاك نه بوسط حركت كنند و نه از وسط. پس باطل شد قول آن كس كه گمان برد كه افلاك آتشىاند و يا هواىاند.
(١٨) و عناصر را حقّ تعالى مرتّب گردانيده است زير افلاك در مقعّر فلك قمر. پس اجسام منقسم شد با اجسام اثيرى كه صورت ايشان ثابت است، و عنصرى كه ايشان كائن و فاسداند و صور ايشان متغيّراند.
و عنصريّات منفعلاند از اثيريّات. و اعتبار كن از آنچه مشاهده مىكنند از آثار هر دو نيّر[١] يعنى سلطان بزرگ آفتاب و وزيرش ماه از پختن ميوهها و رنگ دادن ايشان و زيادت و كم شدن آبها بر زيادت و نقصان ماه. و اين عنصريّات از كيفيّتى بكيفيّتى ديگر مستحيل شوند، چنانكه آب كه چون برودت ازو زايل شود هوا گردد و اجسام بعضى در بعضى تأثير كنند با مجاورت آتش كه گرم كند هر چيزى را كه نزديك او باشد، و يا بمقابله چنانكه جرم روشن كه هر چه در مقابله او آيد او نيز روشن شود، و يا بملاقات چنانكه آتش را هر چه بدو رسد بسوزاند چون قابل باشد.
(١٩) و اسباب حرارت سه چيز است: اوّل مجاورت جسم گرم، چنانكه آتش و قومى انكار كردند مر استحالت را و پنداشتند كه آتش آب را گرم نمىكند بلكه اجزاى آتشى پراكنده مىشود. و اگر چنان بودى كه ايشان پنداشتند، بايستى كه كوزه آهنين و مسين ديرتر گرم گشتى از كوزه سفالين بقدر منع كردن در رفتن آتش و نه چنين است.
[١] دو نير: دور نيزI