تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٢ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٨٠ تا ٢٨٦
الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ سيد عالم (ص) مناجاتى كرد محتوى بر آنكه مرا شربت اين كرامت بى مؤمنان امت گوارنده نيست حق سبحانه فرمود كه وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ الايه بعد از آن فرمود كه يا محمد (ص) امة تو در قبول احكام چه ميگويند فرمود كه وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا جواب آمد كه چون ايشان منقاد اوامر و نواهى الهىاند لا يُكَلِّفُ اللَّهُ تكليف نكند و در رنج نيفكند خدا نَفْساً هيچ نفسى را إِلَّا وُسْعَها مگر ما دون طاقت او و گنجايش قدرت او چه وسع بمعنى ما دون طاقت است يعنى تكليف بحيثيتى كه نفس متسع است در آن طوق او و متيسر بر آن كقوله تعالى يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ- الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ و اين دال است بر عدم وقوع تكليف بمحال و امتناع آن از ملك متعال لَها ما كَسَبَتْ مر آن نفس را باشد آنچه كند از نيكوئيها يعمنى منفعت آن نيكوئيها باو راجع شود وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ و بروى باشد آنچه بجا آرد از بديها يعنى ضرر معاصى او باو عايد گردد نه بغير تخصيص كسب بخير و اكتساب بشر جهت آنست كه اكتساب متضمن اعتمال است يعنى عمل كردن از روى اضطراب و سرعت و نفس مشتهى شر است و منجذب بآن پس جدا در تحصيل آن بيشتر باشد و عمل او در آن اكثر و چون خير از اين قبيل نيست بجهت آنكه مستلزم كلفت است از اين جهت موصوف شد بآنچه دلالت بر اعتمال نمىكند و بدانكه حقتعالى درين آيه بابلغ وجه ابطال قول مجبره فرموده كه آن جواز تكليف ما لا يطاق است كه فوق مجهود و استفراغ قدرتست زيرا كه تكليف بمادون وسع است نه بمقدار وسع پس بطريق اولى كه بما لا وسع جايز نباشد و دليل بر آنكه حق سبحانه ما را تكليف دون وسع كرده آنست كه ما را طاقت آن هست كه شبانروزى زياده از هفده ركعت نماز بگذاريم و در سالى بيشتر از يك ماه روزه داريم او سبحانه با وجود اين اقتصار بر هفده ركعت و سى روز فرموده و گويند مراد به الا وسعها اينست كه ما يسعه قدرتها يعنى تكليف نكرده بر نفس مگر بمقدار طاقت او و اول اوجه است چنان كه انفا مذكور شد و از سفيان ابن عيينه روايتست كه (لا يكلف اللَّه نفسا الا يسرها لا عسرها و لم يكلف طاقتها و لو كلفها البلغ المجهود) يعنى حق تعالى تكليف نكرده هيچ نفس را مگر آنچه بر او آسان باشد نه دشوار و تكليف نكرده هيچكس را بقدر طاقت او چه اگر تكليف طاقت كردى مكلف برنج افتادى پس بجهت اين تكليف فرمود بمادون طاقت و نيز در آيه دليل است بر آنكه ثواب و عقاب و خير و شر و طاعت و معصيت نفغى و ضرورى باو سبحانه عايد نشود و نيز دال است بر آنكه ثواب و عقاب بر عمل است و او سبحانه بر وفق فعل ايشان عمل خواهد