تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٩ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٤٠ تا ٢٤٩
دِيارِنا و حال آنكه بيرون كرده شدهايم از مواضع و مساكن خود وَ أَبْنائِنا و از پسران خود يعنى ما را مهجور ساختهاند از ايشان چه جالوت و اعوان او از ابناى او ملوك ايشان چهارصد و چهل تن گرفته بودند چنان كه گذشت و چندين گروه را از منازل ايشان بيرون كرده و بدين سبب بنى اسرائيل در مباشرت حرب مبالغه داشتند فَلَمَّا كُتِبَ پس آن هنگام كه نوشته شد و فرض گشت عَلَيْهِمُ الْقِتالُ بر ايشان كارزار كردن با اعادى دين تَوَلَّوْا بر گشتند و از فرمان بردارى ابا كردند إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ مگر اندكى از ايشان كه سيصد و سيزده بودند بعدد اهل بدر وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى تعالى دانا است بِالظَّالِمِينَ بستمكاران كه از جهاد تخلف ورزيدند اين وعيد ايشانست بر ظلم ايشان در ترك جهاد و اين جماعت قليل كه از جهاد تخلف ننمودند آنها بودند كه از جويى كه مذكور خواهد شد آب نخوردند و اكتفاء بغرفه از آن كردند و از آن عبور كردند و در برابر دشمن صف قتال كشيدند و بر ايشان مظفر شدند القصه چون اشموئيل بر ايشان حجة گرفت و ايشان بر سبيل تأكيد جوابدادند كه تو تعيين پادشاهى كن تا ما كمر مجاهده بر ميان بسته آنچه امكان بشريست در آن بتقديم رسانيم اشموئيل از حق سبحانه و تعالى استدعا فرمود كه ملكى براى آن قوم تعيين كند او سبحانه و تعالى ظرفى پر از روغن قدس و عصائى بوى فرستاد و فرمود كه هر كه به منزل تو آيد و اين روغن در ظرف غليان كند و چون بر سر او بريزى بر گرد سر او گردد و بر روى او فرود نيايد و اين عصا با قد وى برابر باشد پادشاهى اين قوم وى را سزاوار خواهد بود او را پادشاه بنى اسرائيل گردان اشموئيل اين خبر بقوم رسانيد هر يك از اعاظم بنى اسرائيل بخانه وى تردد و آمد و شد آغاز نمودند براى هيچ كدام روغن بجوش نيامد و عصا باقامت ايشان مساوى نشد تا روزى مردى سقا يا دباغ كه بعبرى شاول نام داشت و بسريانى سازل و بجهت طول قامت او را طالوت گفتندى بخانه اشموئيل در آمد فى الحال دهن القدس آغاز غليان كرد و عصا باقامت او برابر آمد وَ قالَ لَهُمْ و گفت مر ايشان را يعنى بنى اسرائيل را نَبِيُّهُمْ پيغمبر ايشان يعنى اشموئيل إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى قَدْ بَعَثَ لَكُمْ بتحقيق كه بر انگيخت براى شما طالُوتَ مَلِكاً طالوت را پادشاه فرمان روا و در انوار گفته كه طالوت علم عبريست مانند داود اينكه گفتهاند بر وزن فعلوتست ماخوذ از طول تعسف است و منع صرف آن دافع آنست و در بعضى تفاسير آمده كه طالوت از فرزندان ابن يامين بن يعقوب بود و گويند خر بنده بود دراز گوش او گم شد و با غلام خود طلب آن مىكرد تا گذارش بدر خانه اشموئيل