تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٣ - سوره البقرة(٢) آيات ٢٤٠ تا ٢٤٩
را زنده گرداند و كريمه نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ اشاره باين است چه اگر مراد روز قيامت ميبود نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ميفرمود كما قال وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً الاية و از صادق (ع) پرسيدند كه خداى تعالى برجعت كرا زنده كند فرمود كه
من محض الايمان محضا
او محض الكفر محضا آن كس را كه مؤمن خالص باشد يا كافر خالص اما مؤمن خالص را تا انتقام كشد از آنكه او را طعنه زده باشد و اما كافر را تا معاينه ببيند آنچه منكر آن بوده و از حضرت رسالت (ص) مرويست كه
سيكون فى امتى ما كان فى بنى اسرائيل حذوا النعل بالنعل و القذة بالقذة
يعنى زود باشد كه در امة من پيدا شود آنچه در ميان بنى اسرائيل سانح شد مانند انطباق نعل به نعل و تساوى پر تير پرتير و چون در بنى اسرائيل رجعت متحقق شده چنان كه مذكور شد پس در اين امت نيز خواهد بود و در انوار گفته كه فايده ذكر قصه مذكوره تشجيع اهل اسلام است بر جهاد و بر تعريض شهادت و حث ايشان بر توكل و استسلام قضا و لهذا در عقب اين امر بقتال نموده مىفرمايد كه وَ قاتِلُوا و كار زار كنيد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا براى آشكارا كردن دين اسلام بدون جبن و خوف فوت چه فرار از موت غير مخلص است و مقدر لا محالة واقع خواهد شد پس بدل قوى مرتكب جهاد شويد كه اگر فوت شويد بر وفق قضا و قدر خواهد بود و فرار از آن از قبيل محال و مع ذلك بدرجه شهادت خواهيد رسيد و اگر نه بنصرت و فتح و ثواب اخروى مشرف نخواهيد شد وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ و بدانيد كه خداى سَمِيعٌ شنواست قول متخلفان را از جهاد كه با عذار ناپسنديده تمسك مىنمايند و آن چه سابقان ميگويند از قولى كه مرغب مردانست در قتال عَلِيمٌ داناست بضماير مخلفان و سابقان و همه اعمال ايشان را بر وفق نيات ايشان سزا و جزا خواهد داد و نزد بعضى اين خطاب با آن قوم است كه چون از جهاد بگريختند ايشان را بميرانيد و زنده گردانيد و بنا بر اين مقول قول محذوف خواهد بود و تقدير اين كه (و قيل لهم قاتلوا) و چون حق سبحانه حث بندگان فرمود بجهاد و اين از اعمال بدنيه است كه با آن شايبه ماليه است از اين جهت بطريق تلطف در استدعا باعمال بر و انفاق در سبيل خير فرمود كه مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ من استفهاميه مرفوع المحل است بابتدا و اذا خبر آن و الذى صفت آن يا بدل آن يعنى كيست آن كس كه بخلوص نيت قرض دهد خداى را يعنى بندگان درمانده او را وام دهد بقصد ثواب از خدا قَرْضاً حَسَناً وام دادنى نيكو يعنى در حين طلب قرض از او بلا تعلل و تأخير قرض دهد يا منت ننهد يا طالب عوض نباشد و يا آن را مقرون سازد باخلاص و طيب نفس و در حديث صحيح ثابت شده كه ثواب قرض دادن