تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٤ - سوره النساء(٤) آيات ١ تا ٩
مراد از نحل آن است كه آن صداق عطيهايست از خدا و تفضل از او بر زنان و نزد بعضى نصب آن بر عليه است بمعنى ديانت ماخوذ از انتحل فلان كذا اذا اذان به يعنى بدهيد مهرها را بايشان بجهة ديانت و ديندارى و اين معنى نيز حالست از صدقات يعنى در حالتى كه آن دينى و شريعتى است از حق تعالى كه آن را وضع نموده و فرض فرموده صهيب روايت كرده كه رسول (ص) فرمود كه هر كه قرضى بستاند بقصد آنكه عوض آن را بصاحبش رد نكند دزد است و هر كه زنى بخواهد بر مهرى و عزم او عدم اذاى آن باشد روا نيست فَإِنْ طِبْنَ پس اگر خوشدل باشند آن زنان يعنى بخوشى ببخشند لَكُمْ مر شما را و بگذرند عَنْ شَيْءٍ از سر چيزى مِنْهُ از كابين نَفْساً از روى نفس يعنى بخوش دلى ببخشند آن را ضمير منه راجع بصداق است حمل بر معنى زيرا كه صدقات بمعنى صداق است چه اگر بجاى صدقاتهن صداقهن واقع ميشد خلل در معنى راه نمييافت و يا راجع است بايتا و يا جارى مجراى اسم اشارت است كانه قيل (عن شيء من ذلك) هم چنان كه بعد از ذكر شهوات فرموده قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ و نفسا تمييز است از براى بيان جنس و لهذا بصيغه توحيد واقع شده حاصل كه بطيب نفس و خوش خويى چيزى را از مهر بشما بخشند فَكُلُوهُ پس بخوريد ان چيزى را هَنِيئاً مَرِيئاً خوردنى سازگار و خوشگوار يعنى بر وجه حلال آن را انفاق كنيد بدون طرق و تبعه و عقوبتى بر آن در انوار گفته كه حق سبحانه طيب نفس را در اين باب عمده گردانيده بجهت مبالغه در احتياط تمام و ضيق مسلك در آن و بون بعيد از توجه كراهت آنها و تعديه آن نموده بمن جهة آنكه متضمن معنى تجافى و تجاوز است و هنىء و مرىء دو صفتند كه قايم مقام مصدر واقع شدهاند ماخوذ از (هنؤ الطعام و مرؤ اذا ساغ من غير غص) كانه قال هنئا مرءا و يا صفت مصدر محذوفند اى (اكلا هنيئا مريئا) يا حالند از ضمير و گويند هنئى آنست كه انسان بآن لذت يابد و مرىء آنچه عاقبت آن محمود باشد يعنى تخمه و هيضه عارض آن نشود و يا عقوبتى در عقب آن نباشد و در مدارك آورده كه تفسير هنئى و مرىء را از حضرت رسالت (ص) پرسيدند فرمود هنئى آنست كه در او گناهى نباشد و مرىء آنچه عاقبت آن محمود باشد و ضررى لاحق آن نشود از عياشى مرويست كه مردى نزد حضرت امير المؤمنين (ع) آمد و گفت رجع بطن دارم فرمود زوجه دارى گفت آرى فرمود كه از او طلب همه چيزى كن از مهر او با طيب نفس او و بآن عسل بخر و بآب باران بياميز و بخور تا جمع كرده باشى ميان هنئى و مرئ و بركت و شفا لقوله تعالى فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً و قوله و شفاء للناس و قوله وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً و هر گاه كه بركت و شفا و هنئى و مرىء در تو مجتمع شود شفا يابى انشاء اللَّه چون آن مرد باين عمل كرد شفا يافت