تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٥ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
پس نصرة ايشان ميدهد و تعظيم قدر ايشان ميفرمايد وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ و نبود گفتار ربيون با وجود ثبات و قوت ايشان در جهاد و دين بعد از قتل نبى ايشان اگر واقع شده و از حسن و قتاده و ربيع و سدى و ابن اسحاق روايتست كه هيچ پيغمبرى نبوده كه در معركه جهاد كشته شده باشد و اين قول موافق مذهب اماميه است و در كشاف از سعيد بن جبير نقلكرده كه گفته (ما سمعنا ان نبيا قتل فى الجهاد) نشنيديم كه پيغمبرى در جهاد كشته شده باشد پس معنى آنست كه نبود قول ربيون كه با پيغمبر خود بمجاهده ميرفتند يا بعد از موت او كه كارزار ميكردند إِلَّا أَنْ قالُوا مگر آنكه گفتند رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا اى پروردگار ما بيامرز براى ما ذُنُوبَنا گناهان ما را تا شامت آن موجب مغلوبية ما نشود و اعدا بر ما ظفر نيابند وَ إِسْرافَنا و در گذر از حد در گذشتن ما فِي أَمْرِنا در كار خود يعنى در گذر افراد ما را در معصية و تفريط ما را در طاعت وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا و اسوار گردان قدمهاى ما را در وقت مقاتله با اعداى دين بتقويت قلوب ما وَ انْصُرْنا و يارى ده ما را عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ بر گروه ناگرويدگان بالقاى رعب در قلوب ايشان و يا بامداد ملائكه و غير آن ملحض كلام آنست كه ايشان با آنكه ربانيون بودند و در جهاد و دين ثابت و راسخ بودند قائل قول مذكور بودند پس شما نيز اقتدا بايشان نموده بقول ايشان مترنم شويد و در حرب اعدا ثبات قدم ورزيد و از حقتعالى نصرت و فتح طلب كنيد تا هم چنان كه ايشان منصور شدند شما نيز بر اعدا نصرت يابيد و در انوار گفته كه اضافه كردن ربيون ذنوب و اسراف را بنفس خود بجهت هضم نفس ايشان بوده و اضافه نمودن مصيبتى كه بايشان رسيده بسوء افعال خود و استغفار نمودن از آن و بعد از آن طلب تثبيت كردن در مواطن حرب و نصرت بر عدو بجهت آنست كه تا آن دعا از سر خضوع و طهارت باشد باجابت اقرب شود و اينكه الا ان قالوا كه صيغه فعل است خبر قولهم واقع شده بجهت آن است كه اعرفست بر دلالت كردن بر جهت نسبت و دلالت است بر زمان حدوث يعنى آنا فآنا اين قول از ايشان حادث ميشد فَآتاهُمُ اللَّهُ پس بداد ايشان را خدا ببركت ايندعا و استغفار و صبر بر مقاتلت كفار ثَوابَ الدُّنْيا پاداش اين عالم يعنى نصرت بر دشمنان و يافتن غنايم وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ و ديگر عطا نمود ايشان را نيكويى پاداش آن عالم يعنى مغفرت و نعيم جنت و رسيدن بروضات رضوان و رضاى منان تخصيص ثواب بحسن اشعار است بمزيت مثوبت بر قدر استحقاق و ايما بآنكه نزد حقتعالى ثواب آخرت معتد به است نه پاداش دنيا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ و خدا دوست دارد نيكوكاران را يعنى