تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٨ - سوره آل عمران(٣) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
جمله معترضة است ميان معطوف عليه و معطوف آن كه اينست كه وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ يعنى فايده ديگر در مداولت آنست كه پاك و پاكيزه گرداند خدا الَّذِينَ آمَنُوا آنان را كه گرويدهاند از گناهان در وقت مغلوبيت ايشان چه بلاها كه باهل ايمان ميرسد مكفر ذنوب ايشانست وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ و نيست گرداند و هلاك سازد كافران را اگر ايشان مغلوب گردند بدانكه تمحيص بمعنى تخليص است يق (محصته و امحصته اذا اخلصته من كل عيب و يقال اللهم محض عنا ذنوبنا اى اذهبها عنا لانه تخليص الحسنات بتكفير السيئات) و اصل محق فناء شيء است قليلا قليلا و نقصان او (حالا بعد حال و المحاق آخر الشهر لذهاب ضوء الهلال حالا بعد حال) ملخص معنى آنكه اگر دولت بر مؤمنان باشد پس آن بجهة تمييز است و استشهاد و تمحيص و غير آن از آنچه اصلح باشد مر ايشان را و اگر بر كافرانست بجهة محق و محو آثار ايشان است و چون حقتعالى حث عباد نمود بر جهاد و ترغيب ايشان كرد بر آن در عقب آن خبر داد كه دخول جنت فرع بلوى و اختبار است بمصايب و نوايب و فرمود كه أَمْ حَسِبْتُمْ ام منقطعه است كه متضمن اضرابست از كلام سابق و معنى آن انكار است و ملامت يعنى بلكه پنداشتيد اى مؤمنان أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ آنكه درآئيد به بهشت وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ و حال آنكه ندانسته باشد خدا الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ آنان را كه جهاد كردند از شما بعلم مشاهده يعنى حال آنكه هنوز مجاهده شما بفعل نيامده تا علم حق تعالى تعلق گيرد بوجود آن وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ و ندانسته شكيبايان را بر فرمان رسول يا صبر كنندگان را بر هجوم مصائب و وقوع نوائب يعنى صبر شما متحقق نشده تا علم او بوجود آن متعلق شود چه شيء تا بوجود نيايد و متحقق الوقوع نگردد علم باو تعلق نخواهد گرفت پس نفى علم نازل منزله نفى متعلق آنست چه علم منتفى است بانتفاى معلوم كما يقول (ما علم اللَّه فى فلان خيرا اى فيه خير حتى يعلمه) پس كلام در معنى و لما تجاهدوا است و خلاصه معنى اينكه گمان شما چنان بود كه ببهشت درآئيد مجاهده نشده و صبر كار نبسته و بدون اين هر دو صفت كه محنت مجاهده و صبر بر بليت است بدرجات جنان رسيد و نعم ما قيل
|
بلبلى كو ستم خار تحمل نكند |
بهتر آنست كه ديگر سخن گل نكند |
|