تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٧١ - سوره آل عمران(٣) آيات ١ تا ٩
از آب نگاه دارند و از تاريكى احتراز نمايند او سبحانه در ظلمات ثلاث كه آن تاريكى شب و رحم و شكم مادر است صورتى مىنگارد كه جمله مصوران از آن عاجزند و از مشاهده آن حيران و سرگردان ايشان با آلت صورت بيمعنى تصوير كنند او سبحانه بى التي صورتى را مصور ساخته با چندين معانى چه از پيه چشم بينا و از استخوان گوش شنوا و از گوشت زبان گويا و از قطره خول دل دانا پديد آورده همه بنايان عالم اساس و قاعده بنا را قويتر نهند و هر چند بالاتر روند حجم آن را ميكاهند او سبحانه جسد را كه بر مثال قصر بر افراشته است باريك آفريده و هر چند آن را ببالا تر برده آن را قويتر گردانيده تا معلوم شود كه اين بنا قائم ببنايى نيست و هم چنان كه هيچ كس نظير و شبيه او نيست فعل او نيز نظير و شبيه فعل غير نيست و قلب و دماغ و كبد را رتبه رياست داده و اعضاى ديگر را در حكم رعيت و حشم ايشان گردانيده و تفصيل اين مبحث در علم تشريح مشروح گشته فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ و از اين جاست كه حضرت امير المؤمنين (ع) فرموده كه
من عرف نفسه فقد عرف ربه
و بر عاقل لبيب مخفى نيست كه هر گاه انتظام مدينه بدن بى رئيس و حاكم ممكن نباشد پس چگونه انتظام اقاليم سبعه بى رئيسى و امامى كه بقوت عصمت حفظ نظم آن نمايد متصور باشد و لهذا حضرت رسالت (ص) فرموده كه
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية
و چون حق سبحانه در ما تقدم بيان انزال قرآن فرمود در عقب آن بيان كيفيت انزال فرمود به اين وجه كه هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ اوست كسى كه فرو فرستاد بر تو قرآن را مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ بعضى از آن كتاب نشانهائيست كه محكم و متقناند يعنى آيتهاى آن مفصل و مبين است كه در لفظ و معنى آن هيچ اشكالى نيست و محفوظ است از اجمال هُنَ آن آيات محكمه أُمُّ الْكِتابِ اصل و معظم قرآنست كه غير آن بآن رد كرده ميشود و قياس امهاتست و افراد آن بنا بر تأويل بكل واحده است يا بنا بر آنكه كل بمنزله آيه واحده است وَ الْآخِرُ و آيتهاى ديگر مُتَشابِهاتٌ مانندند بيك ديگر و محتمل معانى متعدده كه متضح نيست مقصود از آن بجهت اجمال يا مخالف ظاهر مگر بتفحص و نظر تا در آن فضل علما ظاهر گردد و حرص ايشان زياده شود بر اجتهاد در تدبر آن و تحصيل علومى كه استنباط مراد بآن متوقف باشد بر آن و بجهت اتعاب قرايح در استخراج معانى و توفيق ميان آن و محكمات تا معنى مقصود آن را دريابند و بمعالى درجات فايز گردند حاصل كه آيات قرآنى بعضى محكماند كه احتمال غير معنى كه از آن فهم ميشود ندارند مانند إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً و لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ و مانند آن و بعضى متشابه كه محتمل مقصود و غير مقصود است و بنظر و فكر راه بمعنى مقصود آن ميتوان برد مانند وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ و ثُمَ