راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٠١ - ٣- به هنگام دعا رو به قبله كند و دستها را بالا برد
مىگرداند و در چهار طرف خود نوحه سر مىدهد. مراد از بلند كردن انگشتان و نهادن آنها در تبتّل اين است كه با توجّه به آن كه معناى اين واژه انقطاع است براى تحقّق آمال و آرزوهاى خود به زبان حال بگويد: من از غير تو بريدهام و تنها به سوى تو رو آوردهام كه تو شايسته الوهيّت و معبوديّتى و فقط با يك انگشت خود اشاره مىكند تا به وحدانيّت خداوند اعتراف كرده باشد. اين كه در ابتهال رو به قبله باشد و دو دستش را مقابل صورتش قرار دهد، و يا دستها و بازوهايش را به سوى آسمان بلند كند، يا دستهايش را به قدرى بالا برد كه از سرش بگذرد بر حسب روايات اين نوعى از انواع عبوديّت و اظهار حقارت و ذلّت و كوچكى است، مانند غريقى كه دستها و بازوهاى لخت خود را بلند مىكند و به ذيل رحمت و دامن رأفت او متوسّل مىشود، رحمتى كه مايه نجات هلاك شوندگان و فريادرس بيچارگان و وسيله گشايش براى جهانيان است، و اين مقامى بزرگ است و بنده بدين مقام نمىرسد، مگر آن كه اشكش ريزان شود و آه و نالهاش درهم پيچد، و همچون بنده زبون و خوارى باشد كه از آمال و آرزوهايش منصرف، و از سؤال و درخواست از ديگران روگردان بوده و پيوسته در خدمت پروردگار بزرگ خود باشد. اين كه براى اظهار خضوع و فروتنى دو دستش را بر شانههايش بگذارد براى اين است كه خود را مانند بنده جنايتكارى بداند كه به سوى مولايش برده مىشود، در حالى كه هوسهايش او را به بند كشيده و بار گناه پاهايش را در كنده و زنجير كرده و آهسته به زبان حال مىگويد: اين دستهاى من است كه بر اثر ستمى كه به خود كردهام و جرأتى كه عليه تو روا داشتهام در پيشگاه تو آنها را در غل و زنجير كردهام.
٤- آواز خود را نه چندان بلند و نه چندان آهسته كند.
چه روايت شده است كه مردم هنگامى كه به همراه پيامبر خدا (ص) حركت مىكردند چون به نزديكى مدينه رسيدند صدا را به تكبير بلند كردند. پيامبر (ص) فرمود: «اى مردم كسى را كه مىخوانيد كر و يا غايب نيست او ميان شما و گردن مركبهاى شماست.»«٤٨»
[٤٨] سنن ابوداوود، ج ١، ص ٣٥٠؛ ترمذي، ج ١٣، ص ١٤؛ صحيح مسلم، ج ٨، ص ٧٣.