راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٧ - ٩- ترقّى
٣- مردى كه جامع همه خوبيها باشد و مردم به او اقتدا كنند، مانند: إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ.«٤٣»
٤- دين، مانند قول خداوند: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ.«٤٤»
٥- وقت و زمان، مانند قول خداوند متعال: إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ.«٤٥» و نيز: وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ.«٤٦»
٦- قامت و بلندى اندام مانند: فلان حسن الامّة: يعنى فلان خوش قامت است.
٧- مردى كه در دين منفرد و وى را شريكى نباشد و پيامبر خدا (ص) فرموده است: يبعث زيد بن عود بن نفيل امّة واحدة.«٤٧»
٨- مادر، گفته مىشود: هذه امّة زيد، يعنى اين مادر زيد است.
روح نيز در قرآن در معانى بسيارى به كار رفته است كه ما با ذكر آنها سخن را به درازا نمىكشانيم.
همچنين گاهى ابهام در حروف است، مانند قول خداوند متعال: فَأَثَرْنَ به نَقْعاً، فَوَسَطْنَ به جَمْعاً«٤٨» هاى نخست ضمير براى سم اسبان موريات«٤٩» است كه با آن گرد و غبار برمىانگيزند، و هاى دوّم كنايه از غارت و هجوم است، يعنى هجوم كنندگان بامداد به ميان جمع مشركان رفتند و همه آنها را غارت كردند. و نيز: فَأَنْزَلْنا به الْماءَ فَأَخْرَجْنا به من كُلِّ الثَّمَراتِ«٥٠» هاى اوّل ضمير براى ابر و هاى دوّم كنايه از آب است و امثال اينها در قرآن بسيار است.
[٤٣] نحل / ١٢٠: ابراهيم (به تنهايي) يک امّت مطيع فرمان خدا بود.
[٤٤]- زخرف / ٢٣: ما پدران خود را بر مذهبي يافتيم.
[٤٥]- هود / ٨: ... تا زمان محدود.
[٤٦]- يوسف / ٤٥: ... و بعد از مدّتي متذکّر شد.
[٤٧]- اسدالغابه، ج ٢، ص ٢٣٦.
[٤٨]- عاديات / ٤ و ٥: و گرد و غبار به هر سو پراکنده کردند، و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند.
[٤٩]- منظور از موريات اسباني است که با سرعت به سوي ميدان نبرد حرکت ميکنند و در اثر برخورد سمّ آنها با سنگهاي بيابان برق جستن ميکند. تفسير نمونه – م.
[٥٠]- اعراف / ٥٧: پس به وسيله آن ابر آب را نازل ميکنيم و با آن هرگونه ميوهاي را بيرون ميآوريم.