راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٨ - ٩- ترقّى
٦- تدريج در بيان مانند قول خداوند متعال: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ«٥١». از اين بيان معلوم نمىشود كه نزول قرآن در شب بوده است يا روز، و از آيه:
إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ«٥٢» معلوم مىشود كه در شب بوده ليكن روشن نيست كه در كدام شب بوده است و آيه: إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ«٥٣». اين شب را معلوم مىكند، و بسا گمان رود كه در ظاهر اين آيات اختلاف است.
در اين آيات و امثال آنها نمىتوان از نقل و سماع بىنياز بود، و قرآن از آغاز تا پايان از اين نوع كلام خالى نيست، زيرا قرآن به زبان عرب نازل شده و مشتمل بر اصناف كلام آنها اعمّ از ايجاز، تطويل، اضمار، حذف، ابدال و تقديم و تأخير است تا براى آنان قانع كننده و معجزه باشد.
بنابر اين هر كس به ظاهر عربى قرآن اكتفا و به تفسير آن مبادرت كند، بىآن كه در اين امور از نقل و سماع مدد گيرد در شمار كسانى است كه قرآن را به رأى تفسير كردهاند، مانند اين كه از آيهاى معنايى را كه مشهورتر است بفهمد و طبع و رأيش بدان مايل شود، سپس هر گاه در جاى ديگر آن را بشنود طبع او از آن منصرف گردد و به معناى مشهور بگرود، و نسبت به معانى متعدّد آن به بررسى آنچه در اين باره نقل شده نپردازد. اين از امورى است كه احتمالا از آن نهى شده است، ليكن از تلاش براى پى بردن به اسرار معانى قرآن چنان كه پيش از اين بيان شده منعى به عمل نيامده است، و هر گاه انسان آنچه را در باره اين گونه آيات گفته شده است فرا گيرد ظاهر تفسير را دانسته است، امّا اينها ترجمه الفاظ است و براى فهم حقايق قرآن كافى نيست.
تفاوت ميان حقايق معانى قرآن و ظاهر تفسير آن را با مثالى مىتوان دانست و آن اين كه خداوند فرموده است: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمى«٥٤»، ظاهر تفسير اين
[٥١] بقره / ١٨٥: ماه رمضان است که قرآن در آن نازل شده است.
[٥٢]- دخان / ٣: ما آن را در شبي پر برکت نازل کرديم.
[٥٣]- قدر: ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کرديم.
[٥٤]- انفال / ١٧: و اين تو نبودي که (خاک و ريگ به صورت آنها) پاشيدي بلکه خدا پاشيد.