راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٠ - ٩- ترقّى
مثال اين مطلب، استنباط ارباب قلوب از ذكرى است كه پيامبر خدا (ص) در سجودش مىخواند كه: أعوذ برضاك من سخطك، و أعوذ بمعافاتك من عقوبتك، و أعوذ بك منك، لا احصى ثناء عليك، أنت كما أثنيت على نفسك«٥٦»، زيرا به آن حضرت گفته شده بود: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ«٥٧» از اين رو تقرّب به خدا را در سجود خود يافته بود پس از آن در صفات الهى نگريست و از بعضى از آنها به بعضى ديگر پناه برد، چه رضا و خشم دو صفتاند. سپس قرب او زياد شد و قرب اوّل در آن مندرج گشت و از صفات به ذات ترقّى فرمود و گفت: أعوذ بك منك، پس از آن قرب او فزونى يافت به حدّى كه از استعاذت در بساط قرب شرم فرمود و به ثناى الهى التجا كرد و گفت: لا أحصى ثناء عليك. سپس دانست كه اين هم قصور است و گفت: أنت كما أثنيت على نفسك. اينها خطوراتى است كه تنها از دل ارباب قلوب مىگذرد. و اين الفاظ را غير از آنچه گفته شد معانى عميقترى است كه عبارت از فهميدن معناى قرب و اختصاص آن به سجود و معناى استفاده از صفتى به صفت ديگر، و استعاذه از او به اوست. اسرار اين معانى بسيار است و تفسير ظاهر لفظ، مفيد اين اسرار نيست. همچنين اينها تناقضى با ظاهر تفسير ندارد، بلكه مايه كمال آن و سبب رسيدن به باطن قرآن از طريق ظاهر آن است، و منظور ما از فهم معانى باطنى قرآن همين است نه فهميدن چيزى كه با ظاهر آن تناقض داشته باشد. و الله أعلم.
فصل: در عدم تحريف قرآن
مىگويم: از روايات بسيارى كه از طريق اهل بيت (ع) به دست ما رسيده استنباط مىشود قرآنى كه در دسترس ماست تمام قرآنى نيست كه بر پيامبر خدا محمّد (ص) نازل شده است بلكه پارهاى از آن خلاف چيزى است كه خداوند نازل كرده و بعضى از
[٥٦] سنن ابوداود و در کتاب صلاة باب دعا در رکوع و سجود، ج ١، ص ٢٠٣، صحيح مسلم، ج ٢، ص ٥١؛ ترمذي، ج ١٣، ص ٢٨.
[٥٧]– علق / ١٩: و سجده کن و تقرّب جوي.