راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٣ - ٩- ترقّى
زمره كسانى است كه قرآن را به رأى خود تفسير مىكنند زيرا در تفسير ظاهر قرآن براى پرهيز از غلط و اشتباه چارهاى از مراجعه به نقل و سماع نيست و پس از اين است كه فهم و استنباط وسعت و توان پيدا مىكند همچنين غرايبى كه جز به نقل و روايت فهميده نمىشود در قرآن فراوان است و ما به برخى از آنها اشاره خواهيم كرد تا نظاير آنها دانسته شود، و بايد دانست كه نبايد در حفظ تفسير ظاهر سستى كرد و آن را ناچيز شمرد.
چه پيش از دانستن ظاهر قرآن نمىتوان به رسيدن به باطن آن اميدوار بود و كسى كه تفسير ظاهر قرآن را نداند و مدعى فهم اسرار قرآن شود مانند كسى است كه هنوز از در خانه وارد نشده ادّعا كند كه به صدر خانه رسيده است يا مدّعى شود كه مقاصد تركان را از گفتارشان مىفهمد در حالى كه زبان تركى را نمىداند، چه ظاهر تفسير به منزله تعليم زبانى است كه براى فهميدن قرآن ناگزير از دانستن آنيم. آنچه در آن از نقل و روايت گزيرى نيست اقسام بسيارى دارد كه در زير بيان مىشود:
١- ايجاز از طريق حذف و اضمار مانند قول خداوند متعال: وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها«١٦» معنايش اين است كه ناقه نشانه روشنگرى بود و آنان با كشتن آن به خودشان ستم كردند. كسى كه تنها به ظاهر عبارت بنگرد گمان مىكند منظور اين است كه ناقه بينا بوده و كور نبود و نمىداند به چه سبب آنها ظلم كردند و آيا به خودشان ظلم كردند يا به ديگرى. و نيز در آن جا كه فرموده است: وَ أُشْرِبُوا في قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ«١٧»، كه منظور حبّ عجل است و حبّ حذف شده است. و نيز فرموده است: إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ«١٨»، يعنى دو برابر عذاب زندهها و دو برابر عذاب مردهها كه واژه عذاب حذف شده و به جاى أحياء (زندهها) و موتى (مردهها) حيات و ممات ذكر شده است، و همه اينها در لغت فصيح جايز است.
[١٦] اسراء / ٥٩: ما به (قوم) ثمود ناقه داديم که (معجزهاي) روشنگر بود امّا آنها بر آن ستم کردند.
[١٧]- بقره / ٩٣: ... و محبّت گوساله به سبب کفرشان به دلهاي آنها نوشانيده شد.
[١٨]- اسراء / ٧٨: و اگر چنين ميکردي ما دو برابر مجازات را در حيات دنيا و دو برابر مجازات را پس از مرگ به تو ميچشانيديم.