راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٥٢ - ٩- ترقّى
صحيحى انجام مىدهد و مىخواهد براى تأييد غرض خود از قرآن دليل بياورد، و به آن براى مقصود خود استدلال مىكند در حالى كه مىداند مراد از آن چيز ديگرى است، مانند اين كه كسى بخواهد مردم را به استغفار در سحرگاهان فرا خواند و براى صحّت گفتار خود به حديث پيامبر خدا (ص) كه فرموده است: تسّحرو فإنّ السّحور بركة«١٤»، استدلال و ادّعا كند كه مراد از آن سحرخيزى براى ذكر است در حالى كه مىداند مقصود سحرى خوردن است يا مانند كسى كه مردم را به مجاهده با قساوت قلب دعوت مىكند، و مىگويد: خداوند فرموده است: اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى«١٥»، و به دلش اشاره كند و بگويد مراد از واژه فرعون دل است. برخى از واعظان و سخنرانان گاهى براى آرايش سخن و ترغيب شنوندگان اين روش را در مقاصد صحيح فراوان به كار مىبرند، در حالى كه اين علل ممنوع است. باطنيان نيز براى اجراى مقاصد فاسد خويش و فريبدادن مردم و دعوت آنها به مذهب باطل خود از اين شيوه استفاده مىكنند، و قرآن را موافق آراى خويش بر چيزهايى حمل و تفسير مىكنند كه مىدانند بطور قطع مراد غير از اينهاست.
اين اقسامى كه ذكر شد يكى از دو جهت منع تفسير به رأى است. مراد از رأى نظريّه فاسدى است كه بر وفق هوا و هوس باشد نه ناشى از اجتهاد صحيح، و رأى شامل هر دو يعنى هم صحيح و هم فاسد مىگردد. و گاهى تنها به نظريّه فاسدى كه برخاسته از هوا و هوس باشد تخصيص داده مىشود.
امّا جهت دوم منع از تفسير به رأى اين است كه انسان بر اساس عربيّت ظاهر قرآن بىآن كه به حديث و نقل تكيه و اعتماد كند آياتى را كه مربوط به غرايب قرآن است و الفاظ مبهم و مبدل آن، و آنچه را به اختصار گفته شده و يا در آنها حذف و اضمار و تقديم و تأخير است مورد تفسير قرار دهد، چه كسى كه تفسير ظاهر را نيكو نداند و در استنباط معانى تنها بر اساس عربى دانى مبادرت به تفسير قرآن كند اشتباهاتش زياد و در
[١٤] صحيح بخاري و صحيح مسلم از انس به مالک در کتاب الصّوم؛ در جلد اوّل نيز اين حديث ذکر شده است. طيالسي، ص ٢٦٨.
[١٥]- طه / ٢٦: برو به سوي فرعون که او طغيان کرده است.