راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٧ - باب دوّم در آداب ظاهرى تلاوت، و آن ده چيز است
خوش آواز بود در نمازش قرائت را بلند مىخواند. به غلامش گفت: برو به اين نمازگزار بگو آهسته بخواند. غلام گفت: مسجد از آن ما نيست و اين نمازگزار را از آن بهرهاى است. سعيد آواز برآورد كه اى نمازگزار اگر با نماز خود رضاى حقّ تعالى را مىطلبى آوازت را آهسته كن و اگر خشنودى مردم را مىجويى آنان هرگز نمىتوانند چيزى از عذاب خدا را از تو دفع كنند. عمر خاموش شد و ركعات را سبك به پايان رسانيد، و هنگامى كه سلام نماز را گفت نعلين خويش را برداشت و بازگشت، و او در آن زمان حاكم مدينه بود.
آنچه بر استحباب جهر دلالت دارد اين است كه روايت شده پيامبر خدا (ص) شنيد گروهى از اصحاب در نماز شب قرائت را بلند مىخوانند. آن حضرت عمل آنها را تصويب كرد«٤٤» و فرمود: «چون يكى از شما براى نماز شب برخيزد بايد قرائت را بلند بخواند، زيرا فرشتگان و اهل خانه چون صداى او را بشنوند به او اقتدا مىكنند.»«٤٥» در جمع ميان اين احاديث آنچه مناسبتر به نظر مىرسد اين است كه آهسته خواندن از ريا و تظاهر دورتر و نسبت به كسى كه خود را از اين اوصاف در امان نمىبيند افضل است ليكن اگر از اين جهت بيمى بر خود ندارد و بلند خواندن او وقت نماز را بر ديگرى مشوّش نمىكند بلند خواندن افضل خواهد بود، زيرا عمل در آن بيشتر است و فايدهاش به ديگرى نيز مىرسد، و خيرى كه ديگرى از آن بهرهمند شود بهتر از خيرى است كه از حدّ صاحبش تجاوز نكند، بعلاوه بلند خواندن دل خواننده را بيدار و فكر او را درباره آنچه مىخواند متمركز و گوشش را به آن مشغول، و خواب را از او دور مىسازد و بر نشاط او براى خواندن مىافزايد، و از كسالت او مىكاهد، و با بلند خواندن اميد آن را دارد كه خوابيدهاى را بيدار كند، و سبب احياى وى شود، و بسا بيكارهاى غفلتزده او را مشاهده كند و به سبب نشاط او به كار و جنبش درآيد و مشتاق خدمت شود. قارى هر
[٤٤] سنن ابي داوود، ج ١، ص ٣٠٦.
[٤٥]- الکبير طبراني در باب حديث؛ مجمعالزوائد، ج ٢، ص ٢٦٦.