نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٧٥ - در تعريف قواى خمس باطن است
باشد در بيان و احتجاج چندان توانا نيست و شايد براى مطلبى جزئى چند صفحه بنويسد اما خواننده مقصود را در نيابد و او نتواند معانى و مفاهيم ذهنى را بتركيبى بليغ ادا كند .
سپس درباره خواجه و علامه حلى فرمود : و چون كتب مصنف اين كتاب و شارح علامه رحمهما الله را بدقت تتبع كنيم دانيم چگونه انسان ميتواند الفاظ و معانى را چنان تركيب و تفصيل دهد كه گويى جان خويش را در آن جمله بمردم شناسانده و خداى تعالى چه قدرتى در اين موجود عجيب الخلقه بوديعت نهاده است چنانكه شاعر گويد : ما اطيب فاك جل باريك . انتهى كلامه الشريف .
خداى متعال برسول اكرم خطاب فرمود : انا سنلقى عليك قولا ثقيلا . و درباره نزول قرآن فرمود : نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين . و در شأن قرآن فرمود : قل لئن اجتمعت الانس و الجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا . فتبصر .
قوه واهمه كه آنرا و هم و متوهمه نيز گويند و بعضى آنرا قوه تخيل ناميده اند , در اصطلاح و اسم گذارى مشاحه نيست ولى با قوه متخيله كه همان متصرفه باستعمال و هم است اشتباه نشود دانستى كه انسان با قوه و هم ادراك معانى جزئيه مى كند , مثلا از دشمن عدوات ادراك مى كند , و از دوست محبت . اين قوه در حيوانات عجم نيز هست مثلا بره گوسفند از گرگ ميگريزد و بمادرش پناه ميبرد از آن دشمنى مى يابد و از اين دوستى . و چون معنى محسوس نيست پس اين ادراك بمشاعر ظاهر نيست . و چون معنى كلى نيست پس بنفس ناطقه بى واسطه آلات مشاهده جزئى نبود ناچار بقوه اى است كه برزخ بين اين و آن است .
معنى باطن صورت است , صنع الهى را نگر كه در ترتيب مواضع قواى خمس باطن واهمه را بعد از خيال كه خزانه حس مشترك است قرار داده است يعنى همانطور كه معنى وراى صورت است جاى واهمه