نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٧٣ - در تعريف قواى خمس باطن است
چهارم چون رؤيت زيد مثلا صورت عمرو را در خواب بدون قصد و اراده هيچيك آنها .
قوه خيال را مصوره نيز گويند چنانكه در شرح اسباب و نمط سوم اشارات بهر دو اسم يعنى خيال و مصوره , و در اين كتاب ( فصوص فارابى ) بمصوره فقط تعبير شد صدرالمتألهين در اسفار فرمايد : قوة الخيال و يقال لها المصورة .
حكيم سبزوارى در حاشيه فرمايد : باشتراك الاسم بينها و بين مصورة النبات . و لعلك تقول : ينبغى اطلاق المصورة على الحس المشترك لانه مصور للخيال حيث انه مدرك لاالخيال .
قلنا : لما كان الحل المشترك كمرآة ذات وجهين وجه الى الخارج و وجه الى الداخل كان الخيال مصورا لوجهه الداخلى و يحتمل فتح الواو .
و دانستى كه در ما قوه اى است كه صور محسوسات را ادراك مى كند و قوه ديگر كه آنها را حفظ مى كند و اين دو فعل مختلف است پس ناچار بايد براى اين دو فعل مختلف دو مبدأ متغاير باشد زيرا كه يك قوه مصدر دو اثر مختلف نميگردد مثلا از باصره جز بينايى نشايد كه هم ببيند و هم بشنود .
خلاصه سخن در اثبات خيال اينكه ما صور بسيارى از اشياء را در بيدارى ادراك مى كنيم و در عالم خواب نيز خوابهاى گوناگون داريم و اشباح و صورى در عالم خواب مى بينيم گاهى بعضى از آنها از ياد ما مى رود پس از اندك التفاتى يا چند لحظه تأملى بياد مياوريم پس آنصور در ما موجود بود و گرنه با التفات و تأمل در نزد ما حاضر نميشدند , و ما آنها را با كسب جديد از خارج تحصيل نكرده ايم بلكه انسان براى استحضار مخزونات ذهنى خود گاهى چشمهايش را فرو مى بندد تا جمعيت خاطر فراهم آيد و دانستى كه حس مشترك قابل صور است و حافظ غير از قابل است .
درباره خيال بحث ديگر است كه بعون الهى در فصوص آتيه