نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٥٦ - در بيان كلمه حق و در ظاهر و باطن بودن حق , و اكتساب عبد مرصفات حق را و كيفيت حال او در آنحال است
بحث حق و حقيقت كه در كتب رجال الهى عنوان شده است , از جهتى ناظر به رد سوفسطائى است . و در تصريح اين غرض و تفصيل مطلب و تعقيب گفتار سوفسطائيان و تبكيت آنان , نخست بايد شيخ را و پس از وى صاحب اسفار را نام برد .
از بحث حق همانطور كه گفته ايم نتيجه مى گيرند كه احق حقائق در اعيان , وجود حق است . و احق اقاويل حقه در مقدمات علمى اين كه ايجاب و سلب نه جمع آن دو را در موردى شايد , و نه رفع آن دو را .
سوفسطائى منكر حسيات و بديهيات و نظريات و خلاصه مبطل حقايق است . و واسطه بين ايجاب و سلب و رفع آن دو را قائل است . و مى گويد : هيچ اصل ثابت علمى وجود ندارد , و همه حقايق باطل اند .
و چون سوفسطائى همه حقايق را نفى مى كند , حكماى الهى در رد آن , بحث از حق و حقيقت را پيش كشيده اند كه حقى ثابت و متحقق است , و متن أعيان خارجى از حق متحقق است .
و بديهى است كه تا عقيدت سوفسطائيان رد نشود , سخن از معرفت حقائق و علم به آنها بى معنى خواهد بود . زيرا كه بنابر پندار سوفسطائى كه هيچ چيز حقيقت و واقعيت نداشته باشد , انسان بى حقيقت و بى واقعيت چرا دنبال بى حقيقت و بى واقعيت برود كه هر چه فرابگير در آخر كار از نادان فرو مايه تر است , زيرا نادان بى حقيقت رنج فرا گرفتن بى حقيقت را بر خود هموار نكرده است , و اين بى حقيقت كرده است .
اين مقاله كه سر لوحه آن به آيت ياد شده مزين است سرلوحه اى كه بدين صنع و هنر از دست هيچ استاد چيره دستى صورت نمى گيرد , و مقالتى متفرد در موضوع خود است بصورت رسالتى به سمت( انه الحق) متجلى شده است كه به حليت طبع نيز متحلى شده است لذا دانش پژوه را بدان ارجاع مى دهيم و الحمد لله على ما انعم .